الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

29

الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي )

به كوه‌ها گفتيم با داود همصدا شويد و همچنين شما اى پرندگان با او هم آواز گرديد « و هر گاه او ذكر و تسبيح خدا مىگويد زمزمه را سر دهيد ( * ( يا جِبالُ أَوِّبِي مَعَه وَالطَّيْرَ ) * ) . كلمه اوبى در اصل از « تاويب » به معنى ترجيع و گرداندن صدا در گلو است ، اين ماده گاهى به معنى توبه نيز استعمال مىشود بخاطر اينكه حقيقت آن بازگشت به سوى خداست . گرچه همه ذرات جهان ذكر و تسبيح و حمد خدا مىگويند ، خواه داودى با آنها همصدا بشود يا نشود ، ولى امتياز داود اين بود كه به هنگام بلند كردن صدا و سردادن نغمه تسبيح ، آنچه در كمون و درون اين موجودات بود آشكار مىگشت و زمزمه درونى به نغمه برونى تبديل مىشد همانگونه كه در مورد تسبيح « سنگريزه » در دست پيامبر اسلام ص نيز در روايات آمده است . در روايتى از امام صادق ع مىخوانيم : انه خرج يقرأ الزبور و كان اذا قرأ الزبور لا يبقى جبل و لا حجر و لا طائر الا اجابه ! : « داود به سوى دشت و بيابان خارج شد ، و هنگامى كه زبور را تلاوت مىكرد هيچ كوه و سنگ و پرنده اى نبود مگر اينكه با او همصدا مىشد » ( 1 ) . بعد از ذكر اين فضيلت معنوى به ذكر يك فضيلت مادى پرداخته مىگويد : « و ما آهن را براى او نرم كرديم » ( * ( وَأَلَنَّا لَه الْحَدِيدَ ) * ) . ممكن است گفته شود خداوند به صورت اعجازمانندى روش نرم كردن آهن را به داود تعليم داد ، آن چنان كه بتواند از آن مفتولهاى نازك و محكمى براى بافتن زره بسازد ، و يا گفته شود كه قبل از داود براى دفاع در جنگها از صفحات آهن استفاده مىشد كه هم سنگين بود و هم اگر آن را به خود مىبستند چنان خشك و انعطاف ناپذير بود كه جنگجويان را سخت ناراحت مىكرد ،

--> ( 1 ) « كمال الدين صدوق » ( طبق نقل الميزان جلد 16 صفحه 390 ) .