الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

236

الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي )

از سوى سوم در تشبيه اول حرف نفى تكرار نشده ، در حالى كه در تشبيهات سه گانه ديگر تكرار شده است . از سوى چهارم جمله « ما يستوى » تنها در تشبيه اول و آخر آمده ، و در بقيه اثرى از آن نيست . بعضى از مفسران نكاتى براى اين تفاوتها ذكر كرده‌اند كه بعضى قابل ملاحظه است و بعضى قابل ايراد . از جمله نكاتى كه قابل ملاحظه است اين است كه جمع بودن « ظلمات » و مفرد بودن « نور » به خاطر آنست كه ظلمت يعنى كفر شعب فراوانى دارد ، اما حقيقت ايمان و توحيد يكى بيش نيست ، ايمان همچون خط مستقيم است كه در ميان دو نقطه جز يك خط مستقيم وجود ندارد ، اما ظلمت كفر همچون خطوط انحرافى است كه در ميان دو نقطه هزاران هزار خط انحرافى موجود است . و نيز تقديم جنبه‌هاى منفى در دو مثال اول اشاره به آغاز اسلام است كه مردم از نابينايى جاهليت و ظلمات شرك به روشنايى و بينايى اسلام هدايت يافتند ، و اما دو مثال ديگر اشاره به مراحل ديگر است كه اسلام ريشه‌هاى خود را در سرزمين دلها محكم كرده بود ، و جنبه‌هاى اثباتى خود را در جامعه گسترده ساخت . اما از اينها كه بگذريم اصولا تنوع در بيان ، روح و طراوت خاصى به سخن مىدهد ، و آن را دلنشين و زيبا و جالب مىسازد ، در حالى كه تكرار يك نواخت - جز در موارد استثنايى - لطافت سخن را مىگيرد ، به همين دليل هميشه فصيحان و بليغان سعى دارند تعبيرات گفتار خود را متنوع و دلنشين سازند ، و مىدانيم قرآن در اعلى درجه فصاحت و بلاغت است . بنا بر اين اگر نكته ديگرى جز رعايت فصاحت در كار نبود همين معنى كافى بود ، هر چند ممكن است آيندگان به اسرار ديگرى جز آنچه گفتيم در اين تعبيرات دست يابند كه امروز از ما پوشيده است .