الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

144

الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي )

از طرق مختلف با اين گمراهان بىايمان سخن بگويد و راه عذر را از هر سو بر آنها ببندد . در آيه گذشته سخن از دعوت به تفكر ، و نفى هر گونه عدم تعادل روحى از پيامبر ص بود . در نخستين آيه مورد بحث سخن از عدم مطالبه اجر و مزد در برابر رسالت است . مىگويد : « بگو هر اجر و پاداش از شما خواستم براى شماست » ( * ( قُلْ ما سَأَلْتُكُمْ مِنْ أَجْرٍ فَهُوَ لَكُمْ ) * ) . « اجر و پاداش من تنها بر خداست » ( * ( إِنْ أَجْرِيَ إِلَّا عَلَى اللَّه ) * ) . اشاره به اينكه انسان عاقل هر كارى را مىكند بايد انگيزه اى داشته باشد ، وقتى كمال عقل من بر شما ثابت شد ، و مىبينيد انگيزه مادى ندارم ، بايد بدانيد محرك الهى و معنوى مرا به اين كار واداشته است . به تعبير ديگر : من شما را دعوت به تفكر كردم ، اكنون بينديشيد ، و از و جدان خود سؤال كنيد ، چه چيز سبب شده كه من شما را از عذاب شديد الهى انذار كنم ؟ چه سودى از اين كار عائد من مىشود ؟ و چه فايده مادى براى من دارد ؟ اضافه بر اين اگر بهانه شما در اين اعراض و رويگردانى از حق اين است كه بايد بهاى گزافى براى آن بپردازيد ، من اصولا از شما اجر و پاداشى نخواسته‌ام . چنان كه همين معنى با صراحت در آيه 46 سوره قلم آمده : أَمْ تَسْئَلُهُمْ أَجْراً فَهُمْ مِنْ مَغْرَمٍ مُثْقَلُونَ « آيا تو از آنها پاداشى بر اداى رسالت خواسته اى كه بر دوش آنها سنگينى مىكند » ؟ ! در اينكه جمله « * ( فَهُوَ لَكُمْ ) * » چه مفهومى دارد ؟ دو تفسير وجود دارد : نخست اينكه كنايه باشد از عدم مطالبه هر گونه اجرت بطور مطلق مثل