الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

82

الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي )

و در آخرين آيه مورد بحث به صورت يك نتيجه گيرى جامع و كلى مىفرمايد : « اينها دليل بر آن است كه خداوند حق است ، و آنچه غير از او مىخوانند باطل است ، و خداوند بلند مقام و بزرگ مرتبه است » ( * ( ذلِكَ بِأَنَّ اللَّه هُوَ الْحَقُّ وَأَنَّ ما يَدْعُونَ مِنْ دُونِه الْباطِلُ وَأَنَّ اللَّه هُوَ الْعَلِيُّ الْكَبِيرُ ) * ) ( 1 ) . مجموع بحثهايى كه در آيات قبل پيرامون خالقيت و مالكيت و علم و قدرت بى انتهاى پروردگار آمده بود ، اين امور را اثبات كرد كه « حق » تنها او است و غير او زائل و باطل و محدود و نيازمند است ، و « على و كبير » كه از هر چيز برتر و از توصيف بالاتر است ذات پاك او مىباشد و به گفته شاعر : الا كل شىء ما خلا اللَّه باطل و كل نعيم لا محالة زائل : « آگاه باشيد هر چه جز خدا است باطل است و هر نعمتى سرانجام ، زوال پذير است » . اين سخن را به تعبير فلسفى مىتوان چنين بيان كرد : حق اشاره به وجود حقيقى و پايدار است ، و در اين جهان آن وجود حقيقى كه قائم بالذات و ثابت و بر قرار و جاودانى باشد تنها او است ، و بقيه هر چه هست در ذات خود وجودى ندارد و عين بطلان است كه هستى خود را از طريق وابستگى به آن وجود حق پايدار پيدا مىكند ، و هر لحظه نظر لطفش را از آنها بر گيرد در ظلمات فنا و نيستى ، محو و ناپديد مىشود . به اين ترتيب هر قدر ارتباط موجودات ديگر به وجود حقتعالى بيشتر گردد

--> ( 1 ) « باء » در « * ( بِأَنَّ اللَّه هُوَ الْحَقُّ ) * » گر چه در به دو امر « باء سببيه » به نظر مىآيد ، و شايد به همين دليل بعضى از مفسران « آلوسى » در « روح المعانى » ، مضمون اين آيه را سبب مطالب گذشته گرفته ، ولى سياق آيات ، و ذكر صفات گذشته ، يعنى خالقيت و مالكيت و علم و قدرت و نشانه‌هاى آن در عالم آفرينش ظاهر در اين است كه آنها همه گواه براى اين نتيجه بوده است ، بنا بر اين محتواى اين آيه ، نتيجه آيات قبل است نه سبب آنها .