الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

74

الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي )

* ( الْغَنِيُّ الْحَمِيدُ ) * ) . او غنى على الاطلاق ، و حميد از هر نظر است ، چرا كه هر موهبتى در جهان است به او باز مىگردد ، و هر كس هر چه دارد از او دارد ، و خزائن همه خيرات به دست او است و اين دليل زنده غناى او مىباشد . و از آنجا كه « حمد » به معنى ستايش بر كار نيكى است كه به اختيار از كسى سر مىزند و هر نيكى در جهان مىبينيم از سوى پروردگار است پس همه ستايشها از آن او است ، حتى اگر ما زيبايى گل را مىستائيم و جاذبه عشقهاى ملكوتى را توصيف مىكنيم و عظمت كار يك ايثارگر جانباز را ارج مىنهيم باز در حقيقت او را مىستائيم كه اين زيبايى و آن جاذبه و عظمت نيز از او است ، پس او « حميد على الاطلاق » است . آيه بعد ترسيمى از علم بى پايان خدا است ، كه با ذكر مثالى بسيار گويا و رسا مجسم شده است : قبلا ذكر اين نكته را لازم مىدانيم كه مطابق آنچه در تفسير على بن ابراهيم آمده است : « گروهى از يهود ، هنگامى كه پيرامون مساله روح از پيامبر ص سؤال كردند و قرآن در پاسخ آنها گفت : قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّي وَما أُوتِيتُمْ مِنَ الْعِلْمِ إِلَّا قَلِيلًا : « روح از فرمان پروردگار من است ، و بهره شما از علم جز اندكى بيش نيست » اين سخن بر آنان گران آمد و از پيامبر ص پرسيدند كه آيا اين فقط در باره ما است ، فرمود : نه ، همه را شامل مىشود ( حتى ما را ) . ولى آنها افزودند اى محمد ! تو در مورد خود گمان مىكنى بهره كمى از علم دارى در حالى كه قرآن به تو داده شده ، و به ما هم تورات ، در قرآنت آمده است « كسى كه حكمت به او داده شده خير كثير به او داده شده است » اين سخنان با هم سازگار نيست !