الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

338

الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي )

اين نكته نيز قابل توجه است كه خاتم انبياء بودن ، به معنى « خاتم المرسلين » بودن نيز هست ، و اينكه بعضى از دينسازان عصر ما براى مخدوش كردن مساله خاتميت به اين معنى چسبيده‌اند كه قرآن پيامبر اسلام ص را خاتم انبياء شمرده ، نه « خاتم رسولان » اين يك اشتباه بزرگ است ، چرا كه اگر كسى خاتم انبياء شد به طريق اولى خاتم رسولان نيز هست ، زيرا مرحله « رسالت » مرحله اى است فراتر از مرحله « نبوت » ( دقت كنيد ) . اين سخن درست به اين مىماند كه بگوئيم : فلان كس در سرزمين حجاز نيست ، چنين كسى مسلما در مكه نخواهد بود ، اما اگر بگوئيم در مكه نيست ، ممكن است در نقطه ديگرى از حجاز باشد ، بنا بر اين اگر پيامبر را « خاتم المرسلين » مىناميد ممكن بود « خاتم انبياء » نباشد ، اما وقتى مىگويد او « خاتم انبياء » است ، مسلما « خاتم رسولان » نيز خواهد بود ، و به تعبير مصطلح نسبت « نبى » و « رسول » نسبت « عموم و خصوص مطلق » است ( باز هم دقت كنيد ) . نكته‌ها : 1 - « خاتم » چيست ؟ « خاتم » ( بر وزن حاتم ) آن گونه كه ارباب لغت گفته‌اند به معنى چيزى است كه به وسيله آن پايان داده مىشود ، و نيز به معنى چيزى آمده است كه با آن اوراق و مانند آن را مهر مىكنند . در گذشته و امروز اين امر معمول بوده و هست كه وقتى مىخواهند در نامه يا ظرف يا خانه اى را ببندند و كسى آن را باز نكند روى در ، يا روى قفل آن ماده چسبنده اى مىگذارند ، و روى آن مهرى مىزنند كه امروز از آن تعبير به « لاك و مهر » مىشود . و اين به صورتى است كه براى گشودن آن حتما بايد مهر و آن شىء چسبنده