الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
274
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي )
براى ما ارزش ندارد . « كعب بن اسد » گفت حال كه اين را هم نپذيرفتيد امشب شب شنبه است محمد ص و يارانش گمان مىكنند امشب حمله اى نخواهيم كرد بيائيم و آنها را غافلگير كنيم ، شايد پيروز شويم . گفتند اين كار را هم نخواهيم كرد ما هرگز احترام شنبه را ضايع نمىكنيم . « كعب » گفت هيچ يك از شما از آن روزى كه از مادر متولد شده حتى يك شب آدم عاقلى نبوده است ! بعد از اين ماجرا آنها از پيامبر ص تقاضا كردند « ابو لبابه » را نزد آنان فرستد تا با او مشورت كنند . هنگامى كه « ابو لبابه » نزد آنان آمد زنان و بچههاى يهود در مقابل او به گريه افتادند ، او تحت تاثير قرار گرفت ، مردان گفتند : صلاح مىدانى ما تسليم حكم محمد ص شويم ؟ ابو لبابه گفت آرى ولى در همين حال اشاره به گلوى خود كرد ، يعنى همه شما را خواهد كشت ! « ابو لبابه » مىگويد همين كه از آنجا حركت كردم به خيانت خود متوجه شدم به سوى پيامبر ص نيامد مستقيما به مسجد رفت و خود را به يكى از ستونهاى مسجد بست و گفت از جاى خود حركت نمىكنم تا خداوند توبه مرا بپذيرد . سرانجام خداوند گناه او را بخاطر صداقتش بخشيد و آيه ( وَآخَرُونَ اعْتَرَفُوا بِذُنُوبِهِمْ . . . ) در اين باره نازل شد ( سوره توبه آيه 102 ) . سرانجام يهود بنى قريظه ناچار بدون قيد و شرط تسليم شدند پيامبر ص فرمود آيا راضى هستيد هر چه سعد بن معاذ در باره شما حكم كند اجرا نمايم ؟ ( آنها راضى شدند ) .