الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
260
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي )
شما مراتب دوستى من را نسبت به خود به خوبى مىدانيد ، مطلبى به گوش من رسيده است كه خود را مديون به ابلاغ آن مىدانم ، تا مراتب خير خواهى را انجام داده باشم ، اما خواهشم اين است كه از من نقل نكنيد ! . گفتند : مطمئن باش ! گفت : آيا مىدانيد جماعت يهود ، از ماجراى شما با محمد ص پشيمان شدهاند ، و رسولى نزد او فرستادهاند كه ما از كار خود پشيمانيم ، آيا كافى است كه ما گروهى از اشراف قبيله قريش و غطفان را براى تو گروگان بگيريم ، دست بسته به تو بسپاريم تا گردن آنها را بزنى ، سپس در كنار تو خواهيم بود تا آنها را ريشه كن كنيم ، محمد نيز با اين پيشنهاد موافقت كرده است ، بنا بر اين اگر يهود به سراغ شما بفرستند و گروگانهايى بخواهند ، حتى يك نفر هم به آنها ندهيد كه خطر جدى است ! . سپس به سراغ طايفه « غطفان » كه طايفه خود او بودند آمد ، گفت : شما اصل و نسب مرا به خوبى مىدانيد ، من به شما عشق مىورزم و فكر نمىكنم كمترين ترديدى در خلوص نيت من داشته باشيد . گفتند : راست مىگويى ، حتما چنين است ! گفت : سخنى دارم به شما مىگويم اما از من نشنيده باشيد ! گفتند : مطمئن باش ، حتما چنين خواهد بود ، چه خبر ؟ « نعيم » همان مطلبى را كه براى قريش گفته بود دائر به پشيمانى يهود و تصميم بر گروگانگيرى مو به مو براى آنها شرح داد و آنها را از عاقبت اين كار بر حذر داشت . اتفاقا شب شنبه اى بود . ( از ماه شوال سال 5 هجرى ) كه ابو سفيان و سران غطفان گروهى را نزد يهود بنى قريظه فرستادند و گفتند : حيوانات ما در اينجا دارند تلف مىشوند ، و اينجا براى ما جاى توقف نيست ، فردا صبح حمله را بايد