الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
151
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي )
آيه بعد مقايسه اى را كه در آيات گذشته بود به طور صريحتر روشن مىسازد مىگويد : « آيا كسى كه مؤمن است همانند كسى است كه فاسق است ؟ ! نه هرگز اين دو برابر نيستند » ( * ( أَ فَمَنْ كانَ مُؤْمِناً كَمَنْ كانَ فاسِقاً لا يَسْتَوُونَ ) * ) . جمله به صورت استفهام انكارى مطرح شده ، استفهامى كه پاسخ آن از عقل و فطرت هر انسانى مىجوشد كه اين دو هرگز برابر نيستند ، در عين حال براى تاكيد ، با ذكر جمله « لا يستوون » اين نابرابرى را مشخصتر مىكند . در اين آيه ، « فاسق » در مقابل « مؤمن » قرار گرفته ، و اين دليل بر آن است كه فسق ، مفهوم گسترده اى دارد كه هم كفر را شامل مىشود ، و هم گناهان ديگر را ، چرا كه اين كلمه در اصل از جمله « فسقت الثمرة » ( يعنى ميوه از پوستش خارج شد و يا در موردى كه هسته خرما از گوشت آن جدا مىشود و به بيرون مىافتد ) گرفته شده ، سپس به خارج شدن از اطاعت فرمان خدا و عقل ، اطلاق گرديده است ، و مىدانيم هر كس كفر مىورزد و يا مرتكب گناهانى مىشود از فرمان پروردگار و خرد ، خارج شده است اين نكته نيز قابل توجه است ، كه ميوه مادامى كه در پوست خود قرار دارد سالم است ، همين كه از پوست خارج شد ، فاسد مىشود ، و بنا بر اين فاسق شدنش همان و فاسد شدنش همان ! جمعى از مفسران بزرگ در ذيل اين آيه نقل كردهاند كه روزى « وليد بن عقبه » ( 1 ) به « على » ع عرض كرد انا ابسط منك لسانا و احد منك سنانا : « من از تو زبانى گسترده تر و فصيحتر و نيزه اى تيزتر دارم » ! ( اشاره به اينكه به پندار خودش هم در سخنورى و هم در جنگ جويى پيشتازتر است ) . على ع در پاسخ او فرمود : ليس كما تقول يا فاسق ! : « اين چنين نيست كه تو مىگويى اى فاسق » ! ( اشاره به اينكه تو همان كسى هستى كه در داستان جمع آورى زكات از طايفه « بنى المصطلق » آنها را متهم به قيام بر ضد اسلام كردى
--> ( 1 ) « عقبه » ( بر وزن عقده ) .