الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
149
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي )
ولى در فارسى اين تعبير وجود ندارد . بلكه مىگوئيم : مايه روشنى چشم او شد ، ممكن است اين تعبير فارسى امروز از داستان « يوسف » و « يعقوب » از قرآن گرفته شده باشد كه به گفته قرآن هنگامى كه بشارت دهنده نزد يعقوب آمد و پيراهن يوسف را بر صورت او افكند چشمان نابيناى او ناگهان روشن شد ! ( سوره يوسف آيه 96 ) و اين تعبير نيز كنايه از شدت سرور است . در حديث مىخوانيم كه پيامبر اكرم ص مىگويد : ان اللَّه يقول اعددت لعبادى الصالحين ما لا عين رأت ، و لا اذن سمعت ، و لا خطر على قلب بشر ! : « خدا مىفرمايد : من براى بندگان صالحم نعمتهايى فراهم كردهام كه هيچ چشمى نديده ، و هيچ گوشى نشنيده ، و بر فكر كسى نگذشته است » ! ( 1 ) . در اينجا سؤالى پيش مىآيد كه مفسر بزرگ مرحوم طبرسى در « مجمع البيان » آن را مطرح كرده و آن اينكه : چرا اين پاداش عظيم مخفى نگاهداشته شده است ؟ سپس او سه جواب براى اين سؤال ذكر مىكند : 1 - امور مهم و بسيار پر ارزش چنان است كه با الفاظ و سخن به آسانى حقيقت آن را نمىتوان درك كرد ، و با اينحال گاهى اخفا و ابهام آن نشاطانگيزتر است و از نظر فصاحت بليغتر . 2 - اصولا چيزى كه مايه روشنى چشمها است آن قدر دامنه اش گسترده است كه علم و دانش آدمى به تمام خصوصيات آن نمىرسد . 3 - چون اين پاداش براى نماز شب كه مخفى است قرار داده شده است متناسب اين است كه جزاى عمل نيز بزرگ و مخفى باشد ( توجه داشته باشيد كه در آيه
--> ( 1 ) اين حديث را بسيارى از مفسران از جمله « طبرسى » در مجمع البيان و « آلوسى در روح المعانى و » قرطبى « در تفسيرش نقل كردهاند . محدثان مشهور » بخارى « و » مسلم « نيز آن را در كتب خود آوردهاند .