الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
134
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي )
لقاى پروردگارشان را انكار مىكنند « ( * ( بَلْ هُمْ بِلِقاءِ رَبِّهِمْ كافِرُونَ ) * ) . آنها مىخواهند مرحله لقاى پروردگار كه مرحله حساب و كتاب و ثواب و عقاب است منكر شوند و به دنبال آن آزادى عمل پيدا كنند تا هر چه مىخواهند انجام دهند ! . در واقع اين آيه شباهت زيادى با آيات نخستين سوره قيامت دارد آنجا كه مىگويد : أَ يَحْسَبُ الإِنْسانُ أَلَّنْ نَجْمَعَ عِظامَه بَلى قادِرِينَ عَلى أَنْ نُسَوِّيَ بَنانَه بَلْ يُرِيدُ الإِنْسانُ لِيَفْجُرَ أَمامَه يَسْئَلُ أَيَّانَ يَوْمُ الْقِيامَةِ : « آيا انسان گمان مىكند ما استخوانهاى پراكنده او را جمع نخواهيم كرد ؟ ! ما حتى قادريم ( خطوط ) سر انگشتان او را به نظام نخستين بازگردانيم ! ولى هدف انسان اين است كه ايامى را كه در اين دنيا در پيش دارد ( با انكار قيامت ) به گناه و فجور بگذراند لذا سؤال مىكند روز قيامت كى خواهد بود » ؟ ( سوره قيامت - 3 - 6 ) . بنا بر اين آنها از نظر استدلال لنگ نيستند ، بلكه شهوات آنها حجابى بر قلبشان افكنده ، و نيات سوئشان مانع قبول مساله معاد است ، و گرنه همان خداوندى كه به يك قطعه آهنربا اين اثر را بخشيده كه ذرات بسيار كوچك آهن را كه در لابلاى خروارها خاك زمين گم شده با يك گردش در ميان خاكها به خود جذب مىكند و به سادگى آنها را جمع مىنمايد در ميان ذرات بدن يك انسان نيز چنين جاذبه متقابلى را ايجاد فرمايد . چه كسى مىتواند انكار كند كه آبهاى موجود در جسم يك انسان ( و اكثر جسم انسان آب است ) و همچنين مواد غذايى آن هر كدام مثلا در هزار سال پيش هر جزئى از آن در گوشه اى از جهان پراكنده بوده است ، هر قطره اى در اقيانوسى و هر ذرهاى در اقليمى ، اما آنها از طريق ابر و باران و ديگر عوامل طبيعى جمع شدند و سرانجام وجود انسانى را تشكيل دادند ، چه جاى تعجب كه پس از متلاشى شدن و بازگشت به حال اول دوباره گرد هم آيند و بهم پيوندند ؟