الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

29

الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي )

از آيه بعد استفاده مىشود كه مشاجره و درگيرى ميان فرعون و همسرش و احتمالا بعضى از اطرافيان آنها بر سر اين نوزاد درگرفته بود ، چرا كه قرآن مىگويد : « همسر فرعون گفت اين نور چشم من و تو است ، او را نكشيد ، شايد براى ما مفيد باشد ، يا او را به عنوان پسر انتخاب كنيم » ! ( * ( وَقالَتِ امْرَأَتُ فِرْعَوْنَ قُرَّتُ عَيْنٍ لِي وَلَكَ لا تَقْتُلُوه عَسى أَنْ يَنْفَعَنا أَوْ نَتَّخِذَه وَلَداً ) * ) . به نظر مىرسد كه فرعون از چهره نوزاد و نشانه‌هاى ديگر - از جمله گذاردن او در صندوق و رها كردنش در امواج نيل - دريافته بود كه اين نوزاد از بنى اسرائيل است ، ناگهان كابوس قيام يك مرد بنى اسرائيلى و زوال ملك او به دست آن مرد بر روح او سايه افكند ، و خواهان اجراى قانون جنايتبارش در باره نوزادان بنى اسرائيل در اين مورد شد ! . اطرافيان متملق و چاپلوس نيز فرعون را در اين طرز فكر تشويق كردند و گفتند دليل ندارد كه قانون در باره اين كودك اجرا نشود ؟ ! اما « آسيه » همسر فرعون كه نوزاد پسرى نداشت و قلب پاكش كه از قماش درباريان فرعون نبود كانون مهر اين نوزاد شده بود در مقابل همه آنها ايستاد و از آنجا كه در اين گونه كشمكشهاى خانوادگى غالبا پيروزى با زنان است او در كار خود پيروز شد ؟ و اگر داستان شفاى دختر فرعون نيز به آن افزوده شود دليل پيروزى آسيه در اين درگيرى روشنتر خواهد شد . ولى قرآن با يك جمله كوتاه و پر معنى در پايان آيه مىگويد : « آنها نمىدانستند چه مىكنند » ( * ( وَهُمْ لا يَشْعُرُونَ ) * ) . آرى آنها نمىدانستند كه فرمان نافذ الهى و مشيت شكستناپذير خداوند بر اين قرار گرفته است كه اين نوزاد را در مهمترين كانون خطر پرورش دهد ،