الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
24
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي )
مخفيانه صورت گرفت و چندان آثارى از حمل در مادر نمايان نبود ) هنگامى كه احساس كرد تولد نوزاد نزديك شده به سراغ قابله دوستش فرستاد و گفت : ماجراى من چنين است فرزندى در رحم دارم و امروز به محبت و دوستى تو نيازمندم . هنگامى كه موسى تولد يافت از چشمان او نور مرموزى درخشيد ، چنان كه بدن قابله به لرزه درآمد ، و برقى از محبت در اعماق قلب او فرو نشست ، و تمام زواياى دلش را روشن ساخت . زن قابله رو به مادر موسى كرد و گفت : من در نظر داشتم ماجراى تولد اين نوزاد را به دستگاه حكومت خبر دهم ، تا جلادان بيايند و اين پسر را به قتل رسانند ( و من جايزه خود را بگيرم ) ولى چكنم كه عشق شديدى از اين نوزاد در درون قلبم احساس مىكنم ! حتى راضى نيستم مويى از سر او كم شود ، با دقت از او حفاظت كن ، من فكر مىكنم دشمن نهايى ما سرانجام او باشد ! . قابله از خانه مادر موسى بيرون آمد ، بعضى از جاسوسان حكومت او را ديدند و تصميم گرفتند وارد خانه شوند ، خواهر موسى ماجرا را به مادر خبر داد مادر دستپاچه شد آن چنان كه نمىدانست چه كند ؟ در ميان اين وحشت شديد كه هوش از سرش برده بود نوزاد را در پارچه اى پيچيد و در تنور انداخت ، مامورين وارد شدند در آنجا چيزى جز تنور آتش نديدند ! ، تحقيقات را از مادر موسى شروع كردند ، گفتند : اين زن قابله در اينجا چه مىكرد ؟ گفت : او دوست من است براى ديدار آمده بود ، مامورين مايوس شدند و بيرون رفتند . مادر موسى به هوش آمد و به خواهر موسى گفت نوزاد كجا است ؟ او اظهار بىاطلاعى كرد ، ناگهان صداى گريه اى از درون تنور برخاست مادر به سوى تنور دويد ، ديد خداوند آتش را براى او برد و سلام كرده است ( همان خدايى كه آتش نمرودى را براى ابراهيم سرد و سالم ساخت ) دست كرد و نوزادش را سالم