الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
9
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي )
در دومين آيه مورد بحث خداوند را كه نازل كننده فرقان است به چهار صفت توصيف مىكند كه يكى در حقيقت پايه و بقيه نتيجهها و شاخههاى آن است : نخست مىگويد : « او خدايى است كه مالكيت و حكومت آسمانها و زمين منحصر به او است » ( * ( الَّذِي لَه مُلْكُ السَّماواتِ وَالأَرْضِ ) * ) ( 1 ) . آرى او حاكم بر كل عالم هستى و تمام آسمانها و زمين است ، و چيزى از قلمرو حكومت او بيرون نمىباشد . با توجه به مقدم شدن « له » بر « * ( مُلْكُ السَّماواتِ ) * » كه طبق ادبيات عرب دليل بر انحصار است چنين استفاده مىشود كه حكومت واقعى و فرمانروايى آسمانها و زمين ، منحصر به او است ، چرا كه حكومتش كلى و جاودانى و واقعى است بر خلاف حاكميت غير او كه جزئى و ناپايدار و در عين حال وابسته به او است . سپس به نفى عقائد مشركان يكى پس از ديگرى پرداخته مىگويد : « خدايى كه فرزندى براى خود انتخاب نكرد » ( * ( وَلَمْ يَتَّخِذْ وَلَداً ) * ) ( 2 ) . اصولا نياز به فرزند چنان كه قبلا هم گفتهايم يا به خاطر استفاده از نيروى انسانى او در كارها است ، يا براى يارى گرفتن به هنگام ضعف و پيرى و ناتوانى است ، و يا براى انس گرفتن در تنهايى است ، و مسلم است كه هيچيك از اين نيازها در ذات پاك او راه ندارد . و به اين ترتيب اعتقاد نصارى را به اينكه حضرت « مسيح » ع فرزند خدا است و يا يهود كه « عزير » را فرزند خدا مىدانستند و همچنين اعتقاد مشركان
--> ( 1 ) واژه « ملك » ( بر وزن كرك ) چنان كه « راغب » در « مفردات » گويد : به معنى در اختيار گرفتن چيزى و حاكميت بر آن است ، در حالى كه ملك ( بر وزن پلك ) هميشه دليل بر حاكميت و تصرف مالكانه نيست ، و به اين ترتيب هر ملكى ، ملك است ، در حالى كه هر ملكى ، ملك نيست . ( 2 ) توضيح بيشتر در باره نفى فرزند از خداوند و دلائل آن در جلد اول تفسير نمونه ذيل آيه 116 سوره بقره آمده است .