الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

332

الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي )

اين را نيز بدانيد كه « من در برابر اين دعوت از شما اجر و پاداشى نمىطلبم تنها اجر و مزد من بر پروردگار عالميان است » ( * ( وَما أَسْئَلُكُمْ عَلَيْه مِنْ أَجْرٍ إِنْ أَجْرِيَ إِلَّا عَلى رَبِّ الْعالَمِينَ ) * ) . همان جمله‌هاى متحد المال و كاملا حساب شده كه در آغاز دعوت ساير پيامبران آمده است : دعوت به تقوى ، تاكيد بر سابقه امانت در ميان مردم ، و تاكيد بر اين مساله كه اين دعوت الهى تنها انگيزه معنوى دارد و هيچ چشم داشت مادى از هيچكس در آن نيست ، تا بهانه جويان و بدبينان آن را وسيله فرار خود قرار ندهند . « شعيب » نيز مانند ساير پيامبرانى كه گوشه اى از تاريخشان در اين سوره قبلا آمده است بعد از دعوت كلى خود به تقوى و اطاعت فرمان خدا ، در بخش دوم از تعليماتش روى انحرافات اخلاقى و اجتماعى آن محيط انگشت گذارد ، و آن را به زير نقد كشيد ، و از آنجا كه مهمترين انحراف اين قوم مرفه نابسامانيهاى اقتصادى ، و ظلم فاحش و حق كشى و استثمار بود ، بيش از همه روى اين مسائل تكيه كرد . نخست مىگويد : « حق پيمانه را ادا كنيد » ( كمفروشى ننمائيد ) . ( * ( أَوْفُوا الْكَيْلَ ) * ) . « و مردم را به خسارت و زيان ميفكنيد » ( * ( وَلا تَكُونُوا مِنَ الْمُخْسِرِينَ ) * ) . « با ترازوى مستقيم و صحيح ، وزن كنيد » ( * ( وَزِنُوا بِالْقِسْطاسِ الْمُسْتَقِيمِ ) * ) ( 1 )

--> ( 1 ) « قسطاس » ( بر وزن مقياس ) به معنى ترازو است ، بعضى آن را يك واژه رومى و بعضى عربى مىدانند ، بعضى معتقدند كه قسطاس ترازوى بزرگ را مىگويند ، و ميزان ترازوى كوچك و اينكه قسطاس ترازويى است كه زبانه دارد ، و به همين دليل وزن را دقيقا نشان مىدهد .