الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
254
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي )
مىپرستيم ) كه براى بيان مقصودشان كافى بود اضافه كردند : * ( فَنَظَلُّ لَها عاكِفِينَ ) * ( ما همه روز سر بر آستان آنها مىسائيم ) . جمله « نظل » معمولا به كارهايى كه در روز انجام مىشود اطلاق مىگردد و ذكر آن به صورت صيغه مضارع اشاره به استمرار و دوام است . « عاكف » از ماده « عكوف » است كه به معنى توجه به چيزى و ملازمت آميخته با احترام نسبت به آن است و تاكيد بيشترى بر معنى سابق است . « اصنام » جمع « صنم » به معنى مجسمه اى بوده است كه از طلا و نقره يا چوب و مانند آن مىساختند و به پرستش آن مىپرداختند ، و آن را مظهر مقدسين و مقدسات مىپنداشتند . به هر حال ابراهيم ع با شنيدن اين سخن آنها را زير رگبار اعتراضات شديد خود قرار داد و با دو جمله كوبنده آنها را با يك بن بست منطقى رو به رو ساخت . « گفت : آيا آنها سخن شما را مىشوند هنگامى كه آنها را مىخوانيد » ؟ ! ( * ( قالَ هَلْ يَسْمَعُونَكُمْ إِذْ تَدْعُونَ ) * ) . « يا اينكه آنها سودى به شما مىرسانند يا زيانى » ؟ ! ( * ( أَوْ يَنْفَعُونَكُمْ أَوْ يَضُرُّونَ ) * ) . حد اقل چيزى كه در معبود لازم است اين است كه نداى عابد خويش را بشنود ، و در گرفتاريها به ياريش بشتابد ، يا لا اقل از مخالفت فرمان او واهمه اى باشد . اما در اين بتها چيزى كه نشان دهد آنها كمترين درك و شعورى دارند ، و يا كمترين تاثيرى در سرنوشت انسانها ، به چشم نمىخورد ، فلزات يا سنگ و چوبهاى بى ارزشى هستند كه خرافات و نيروى توهم و پندار به آنها چنين موقعيتى