الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
100
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي )
براى كوچك نشان دادن و محو آن ، انتخاب مىكنند در حالى كه در باطن چنين عقيده اى ندارند ، و گاه آن را جدى گرفته با تمام وجود با آن مبارزه مىكنند . دومين پاسخى كه قرآن از سخنان آنها مىگويد در آيه بعد آمده است ، روى سخن را به پيامبر كرده به عنوان دلدارى و تسلى خاطر و هم به عنوان بيان دليل اصلى عدم پذيرش دعوت پيامبر از سوى آنان مىفرمايد : « آيا ديدى كسى كه معبود خود را هواى نفس خويش برگزيده » ؟ ! ( * ( أَ رَأَيْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلهَه هَواه ) * ) . « آيا با اين حالت تو قادر به هدايت او و دفاع از او هستى » ؟ ! ( * ( أَ فَأَنْتَ تَكُونُ عَلَيْه وَكِيلًا ) * ) . يعنى اگر آنها در برابر دعوت تو دست به استهزاء و انكار و انواع مخالفتها زدند نه به خاطر آن بوده كه منطق تو ضعيف و دلائل تو غير قانع كننده و در آئينت جاى شك و ترديد است بلكه به خاطر اين است كه آنها پيرو فرمان عقل و منطق نيستند ، معبود آنها هواى نفسشان است ، آيا انتظار دارى چنين كسانى تو را پذيرا شوند ، يا بتوانى در آنها نفوذ كنى ؟ ! در معنى جمله * ( أَ رَأَيْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلهَه هَواه ) * ، مفسران بزرگ بيانات گوناگونى دارند . جمعى همانگونه كه در بالا گفتيم گفتهاند منظور آنست كه آنها يك بت دارند و آن هواى نفس آنها است و تمام كارهايشان از آن سرچشمه مىگيرد . در حالى كه جمع ديگرى معتقدند منظور آنست كه آنها حتى در انتخاب كردن بتها هيچگونه منطقى را رعايت نمىكنند ، بلكه هر گاه چشمشان به قطعه سنگ يا درخت جالبى مىافتاد يا چيز ديگر كه هوس آنها را برمىانگيخت آن را به عنوان « معبود » برمىگزيدند ، در برابر آن زانو مىزدند ، قربانى مىكردند