الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
428
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي )
« * ( ذلِكُمْ خَيْرٌ لَكُمْ ) * و » * ( لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ ) * « همراه مىكند كه خود دليلى بر آن است كه اين گونه احكام ريشه در اعماق عواطف و عقل و شعور انسانى دارد كه اگر انسان كمى در آن بينديشد متذكر خواهد شد كه خير و صلاح او در آن است . در آيه بعد با جمله ديگرى اين دستور تكميل مىشود : « اگر كسى در آن خانه نيافتيد وارد آن نشويد تا به شما اجازه داده شود » ( * ( فَإِنْ لَمْ تَجِدُوا فِيها أَحَداً فَلا تَدْخُلُوها حَتَّى يُؤْذَنَ لَكُمْ ) * ) . ممكن است منظور از اين تعبير آن باشد كه گاه در آن خانه كسانى هستند ولى كسى كه به شما اذن دهد و صاحب اختيار و صاحب البيت باشد حضور ندارد شما در اين صورت حق ورود نخواهيد داشت . و يا اينكه اصلا كسى در خانه نيست ، اما ممكن است صاحب خانه در منزل همسايگان و يا نزديك آن محل باشد و به هنگامى كه صداى در زدن و يا صداى شما را بشنود بيايد و اذن ورود دهد در اين موقع حق ورود داريد ، به هر حال آنچه مطرح است اين است كه بدون اذن داخل نشويد . سپس اضافه مىكند « و اگر به شما گفته شود بازگرديد ، اين سخن را پذيرا شويد و بازگرديد ، كه براى شما بهتر و پاكيزه تر است » ( * ( وَإِنْ قِيلَ لَكُمُ ارْجِعُوا فَارْجِعُوا هُوَ أَزْكى لَكُمْ ) * ) . اشاره به اينكه هرگز جواب رد شما را ناراحت نكند ، چه بسا صاحب خانه در حالتى است كه از ديدن شما در آن حالت ناراحت مىشود ، و يا وضع او و خانه اش آماده پذيرش مهمان نيست ! و از آنجا كه به هنگام شنيدن جواب منفى گاهى حس كنجكاوى بعضى تحريك مىشود و به فكر اين مىافتند كه از درز در ، يا از طريق گوش فرا دادن و استراق سمع مطالبى از اسرار درون خانه را كشف كنند در ذيل همين آيه مىفرمايد :