الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
390
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي )
از برادران ما از طايفه « خزرج » باشد تو دستور بده تا دستورت را اجرا كنيم . « سعد بن عباده » كه بزرگ « خزرج » و مرد صالحى بود در اينجا تعصب قوميت او را فرو گرفت ( عبد اللَّه بن ابى كه اين شايعه دروغين را دامن مىزد از طايفه خزرج بود ) رو به سعد كرد و گفت : تو دروغ مىگويى ! به خدا سوگند توانايى بر كشتن چنين كسى را اگر از قبيله ما باشد نخواهى داشت ! « اسيد بن خضير » كه پسر عموى « سعد بن معاذ » بود رو به « سعد به عباده » كرد و گفت تو دروغ مىگويى ! به خدا قسم ما چنين كسى را به قتل مىرسانيم ، تو منافقى ، و از منافقين دفاع مىكنى ! . در اين هنگام چيزى نمانده بود كه قبيله « اوس » و « خزرج » بجان هم بيفتند و جنگ شروع شود ، در حالى كه پيامبر ص بر منبر ايستاده بود ، حضرت بالآخره آنها را خاموش و ساكت كرد . اين وضع هم چنان ادامه داشت و غم و اندوه شديد وجود مرا فرا گرفته بود و يك ماه بود كه پيامبر هرگز در كنار من نمىنشست . من خود مىدانستم كه از اين تهمت پاكم و بالآخره خداوند مطلب را روشن خواهد كرد . سر انجام روزى پيامبر ص نزد من آمد در حالى كه خندان بود ، و نخستين سخنش اين بود بشارت بر تو باد كه خداوند تو را از اين اتهام مبرا ساخت ، در اين هنگام بود كه آيات ان الذين جاؤا بالافك . . . تا آخر آيات نازل گرديد . ( و به دنبال نزول اين آيات آنها كه اين دروغ را پخش كرده بودند همگى حد قذف بر آنها جارى شد ) ( 1 ) .
--> ( 1 ) آنچه را در بالا آورديم مضمون روايتى است كه در بيشتر كتب تفسير با كمى تفاوت آمده و ما آن را با كمى اختصار ذكر كرديم .