الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

379

الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي )

« سعد بن عباده » به سخن در آمد و عرض كرد اى رسول خدا ! پدر و مادرم فدايت باد ، به خدا سوگند مىدانم كه اين حكم الهى است ، و حق است ، ولى با اين حال از اصل اين داستان در شگفتم ( و نتوانستم اين مشكل را در ذهن خود حل كنم ) پيامبر فرمود : حكم خدا همين است ، او نيز عرض كرد « صَدَقَ اللَّه وَرَسُولُه » . و چيزى نگذشت كه پسر عمويش به نام « هلال بن اميه » از در وارد شد در حالى كه مرد فاسقى را شب هنگام با همسر خود ديده بود ، و براى طرح شكايت خدمت پيامبر ص مىآمد ، او با صراحت گفت : من با چشم خودم اين موضوع را ديدم و با گوش خودم صداى آنها را شنيدم ! پيامبر ص بقدرى ناراحت شد كه آثار ناراحتى در چهره مباركش نمايان گشت . هلال عرض كرد من آثار ناراحتى را در چهره شما مىبينم ، ولى به خدا قسم ، من راست مىگويم و دروغ در كارم نيست ، من اميدوارم كه خدا خودش اين مشكل را بگشايد . به هر حال پيامبر ص تصميم گرفت كه حد قذف را درباره « هلال » اجرا كند چرا كه او شاهدى بر ادعاى خود نداشت . در اين هنگام انصار به يكديگر مىگفتند ، ديديد همان داستان « سعد بن عباده » تحقق يافت آيا براستى پيامبر ص « هلال » را تازيانه خواهد زد و شهادت او را مردود مىشمرد ؟ در اين موقع وحى بر پيامبر ص نازل شد و آثار آن در چهره او نمايان گشت ، همگى خاموش شدند تا ببينند چه پيام تازه اى از سوى خدا آمده است . « آيات فوق نازل شد » ( 1 ) و راه حل دقيقى به مسلمانان ارائه داد كه شرح آن

--> ( 1 ) تفسير مجمع البيان ، فى ظلال ، نور الثقلين ، الميزان ذيل آيات مورد بحث ( البته با تفاوتهاى مختصر ) .