الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
375
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي )
4 - احكام قذف در كتاب « حدود » بابى تحت عنوان « حد قذف » داريم . « قذف » ( بر وزن حذف ) در لغت به معنى پرتاب كردن به سوى يك نقطه دور دست است ، ولى در اين گونه موارد - مانند كلمه رمى - كنايه از متهم ساختن كسى به يك اتهام ناموسى است ، و به تعبير ديگر عبارت از فحش و دشنامى است كه به اين امور مربوط مىشود . هر گاه قذف با لفظ صريح انجام گيرد ، به هر زبان و به هر شكل بوده باشد حد آن همانگونه كه در بالا گفته شد هشتاد تازيانه است ، و اگر صراحت نداشته باشد مشمول حكم « تعزير » است ( منظور از تعزير گناهانى است كه حد معينى در شرع براى آن نيامده بلكه به اختيار حاكم گذارده شده كه با توجه به خصوصيات مجرم و كيفيت جرم و شرايط ديگر روى مقدار آن در محدوده خاصى تصميم مىگيرد ) . حتى اگر كسى گروهى را به چنين تهمتهايى متهم سازد و به آنها دشنام دهد و اين نسبت را درباره يك يك تكرار كند در برابر هر يك از اين نسبتها حد قذف دارد اما اگر يك جا و يك مرتبه آنها را متهم سازد اگر آنها نيز يك جا مطالبه مجازات او را كنند ، يك حد دارد ، اما اگر جدا جدا اقامه دعوا كنند ، در برابر هر يك حد مستقلى دارد ! اين موضوع بقدرى اهميت دارد كه اگر كسى را متهم كنند و او از دنيا برود ورثه او مىتوانند اقامه دعوا كرده و مطالبه اجراء حد كنند ، البته از آنجا كه اين حكم مربوط به حق شخص است چنانچه صاحب حق ، « مجرم » را ببخشد ، حد او ساقط مىشود ، مگر اينكه آن قدر اين جرم تكرار شود كه حيثيت و عرض جامعه را به خطر بيفكند كه در اينجا حسابش جدا است . هر گاه دو نفر به يكديگر دشنام ناموسى دهند در اينجا حد از دو طرف ساقط مىگردد ، ولى هر دو به حكم حاكم شرع تعزير مىشوند . بنا بر اين هيچ