الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

275

الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي )

اگر اين مطالب حق بود چرا خدا كه به همه انسانها نظر لطف و مرحمت دارد براى گذشتگان نفرستاد ؟ ولى با توجه به اينكه محتواى دعوت تو از نظر اصول و اساس همان محتواى دعوت همه پيامبران است ، اين بهانه جويىها بى معنى است . در سومين مرحله مىگويد : « يا اينكه آنها پيامبرشان را نشناختند ، لذا او را انكار مىكنند » ( * ( أَمْ لَمْ يَعْرِفُوا رَسُولَهُمْ فَهُمْ لَه مُنْكِرُونَ ) * ) . يعنى اگر اين دعوت از ناحيه شخص مرموز يا مشكوكى صورت گرفته بود ممكن بود بگويند سخنانش حق است ، اما خودش شخص ناشناخته و مرموزى است ، نمىتوان به ظاهر سخنانش فريب خورد . ولى اينها سابقه تو را به خوبى مىدانند ، در گذشته « محمد امين » ات مىخواندند به عقل و دانش و امانت تو معترف بودند ، پدر و مادر و قبيله ات را به خوبى مىشناسند ، پس جايى براى اين گونه بهانه‌ها نيز نيست . در چهارمين مرحله مىگويد : « يا اينكه مىگويند او ديوانه است » ؟ ! ( * ( أَمْ يَقُولُونَ بِه جِنَّةٌ ) * ) . يعنى شخص او را به خوبى مىشناسيم ، مشكوك و مرموز نيست اما به عقل و فكر او ايمان نداريم ، چه بسا اين سخنان را از روى جنون مىگويد ، چرا كه با افكار عمومى محيط هماهنگ نيست و اين ناهماهنگى و سنتشكنى خود دليل بر ديوانگى است ! . قرآن بلافاصله براى نفى اين بهانه جويى مىگويد : « پيامبر براى آنها حق آورده است » و سخنانش گواه بر اين حقيقت است ( * ( بَلْ جاءَهُمْ بِالْحَقِّ ) * ) . « عيب كار اينجا است كه آنها از حق كراهت دارند » ! ( * ( وَأَكْثَرُهُمْ لِلْحَقِّ