الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

226

الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي )

به دعوت خود ادامه مىداد و نشانه اى از برترىجويى و سلطه طلبى در كار او نبود ، لذا او را به اتهام ديگرى متهم ساختند و آن اتهام « جنون و ديوانگى » بود كه همه پيامبران الهى و رهبران راستين را در طول تاريخ به آن متهم ساختند ، گفتند : « او فقط مردى است كه مبتلا به نوعى از جنون است بايد مدتى در باره او صبر كنيد تا مرگ او فرا رسد و يا از اين جنون شفا يابد » ! ( * ( إِنْ هُوَ إِلَّا رَجُلٌ بِه جِنَّةٌ فَتَرَبَّصُوا بِه حَتَّى حِينٍ ) * ) . جالب اينكه آنها در اين تهمت خود نسبت به اين پيامبر بزرگ تعبير « * ( بِه جِنَّةٌ ) * » را ( داراى نوعى جنون است ) به كار بردند ، تا بر اين واقعيت سرپوش نهند كه زندگى اين پيغمبر و سخنان او همگى بهترين نشانه عقل و دانش او است در حقيقت آنها مىخواستند بگويند همه اينها درست است ، ولى جنون فنون و چهره‌هاى مختلفى دارد كه در بعضى مظاهر عقل نيز هست ! ! جمله * ( فَتَرَبَّصُوا بِه حَتَّى حِينٍ ) * ممكن است اشاره به انتظار مرگ نوح باشد كه مخالفان براى آن دقيقه شمارى مىكردند تا آسوده خاطر شوند ، و ممكن است تاكيدى بر نسبت جنون به او باشد يعنى انتظار بكشيد تا از اين بيمارى بهبودى يابد ! ( 1 ) . به هر حال آنها در سخنان خود سه نوع اتهام واهى و ضد و نقيض براى نوح قائل شدند ، و هر يك را دليل بر نفى رسالت او گرفتند . نخست اينكه اصولا ادعاى رسالت از ناحيه بشر دروغ است ! چنين چيزى سابقه نداشت اگر خدا مىخواست بايد فرشتگانى بفرستد . ديگر اينكه او مرد سلطه جويى است و اين ادعا را وسيله اى براى رسيدن

--> ( 1 ) بعضى نيز گفته‌اند اين جمله اشاره به اين است كه او را مدتى به زندان بيفكنيد و بعضى گفته‌اند منظور اين است فعلا او را به حال خود رها كنيد تا بعد ، ولى اين دو تفسير چندان صحيح به نظر نمىرسد .