الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

119

الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي )

تذكر مجددى در اين زمينه لازم به نظر مىرسد . در اين آيات به دو قسمت مهم از فلسفه‌هاى جهاد اشاره شده است : نخست جهاد « مظلوم » در برابر « ظالم و ستمگر » كه حق مسلم طبيعى و فطرى و عقلى او است كه تن به ظلم ندهد ، برخيزد و فرياد كند ، و دست به اسلحه برد ، ظالم را بر سر جاى خود بنشاند و دست آلوده او را از حقوق خود كوتاه سازد . ديگر جهاد در برابر طاغوتهايى است كه قصد محو نام خدا را از دلها و ويران ساختن معابدى كه مركز بيدارى افكار است دارند . در برابر اين گروه نيز بايد به پا خواست تا نتوانند ياد الهى را از خاطره‌ها محو كنند ، مردم را تخدير نموده ، بنده و برده خويش سازند . اين نكته نيز قابل توجه است كه ويران كردن معابد و مساجد ، تنها به اين نيست كه با وسائل تخريب به جان آنها بيفتند و آنها را در هم بكوبند ، بلكه ممكن است از طرق غير مستقيم وارد شوند و آن قدر سرگرميهاى ناسالم فراهم سازند و يا تبليغات سوء كنند كه توده مردم را از معابد و مساجد ، منحرف نمايند و به اين ترتيب آنها را عملا به ويرانه اى تبديل كنند . بنا بر اين آنها كه مىگويند : چرا اسلام اجازه داده است كه مسلمانان با توسل به زور و نبرد مسلحانه ، مقاصد خود را پيش ببرند ؟ چرا با توسل به منطق هدفهاى اسلامى پياده نمىشود ؟ پاسخشان از آنچه در بالا گفتيم به خوبى روشن مىشود . آيا در برابر ظالم بيدادگرى كه مردم را به جرم گفتن « لا إله الا اللَّه » از خانه و كاشانه شان آواره مىسازد ، و هستى آنها را تملك مىكند و پايبند به هيچ قانون و منطقى نيست مىتوان با حرف حساب ايستاد ؟ ! . آيا در برابر چنين ديوانگان بى منطق جز با زبان اسلحه مىتوان سخن گفت ؟ . اين درست به اين مىماند كه بگويند چرا شما با اسرائيل غاصب بر سر يك