الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
424
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي )
و در حالات « حبيب بن زيد » انصارى مىخوانيم هنگامى كه « مسيلمه كذاب » او را دستگير كرده بود ، از او پرسيد آيا تو گواهى مىدهى كه محمد رسول خدا است ؟ گفت آرى . سپس از او سؤال كرد آيا گواهى مىدهى كه من رسول خدايم ؟ حبيب از طريق سخريه گفت من گفتار تو را نمىشنوم ! مسيلمه و پيروانش بدن او را قطعه قطعه كردند و او همچون كوه استوار ماند ( 1 ) . و از اين گونه صحنههاى تكان دهنده در تاريخ اسلام مخصوصا در حالات مسلمانان نخستين و ياران ائمه اهل بيت ع فراوان است . به همين دليل محققان گفتهاند كه در اين گونه موارد ، شكستن سد تقيه و عدم تسليم در برابر دشمن جايز است ، هر چند به قيمت جان انسان تمام شود چرا كه هدف بر پا داشتن پرچم توحيد و اعلاى كلمه اسلام است ، مخصوصا در آغاز دعوت پيامبر ص اين امر اهميت خاصى داشته است . با اين حال شك نيست كه تقيه در اين گونه موارد نيز جائز است ، و در موارد پائينتر از آن واجب ، و بر خلاف آنچه افراد ناآگاه مىپندارند تقيه ( البته در موارد خاص خود نه در همه جا ) نه نشانه ضعف است ، و نه ترس از انبوه دشمن و نه تسليم در برابر فشار ، بلكه تقيه يك نوع تاكتيك حساب شده براى حفظ نيروهاى انسانى و هدر ندادن افراد مؤمن در راه موضوعات كوچك و كم اهميت محسوب مىشود . در همه دنيا معمول است كه اقليتهاى مجاهد و مبارز ، براى واژگون كردن اكثريتهاى خودكامه ستمگر و متجاوز ، غالبا از روش « استتار » استفاده مىكنند ، جمعيت زير زمينى تشكيل مىدهند ، برنامههاى سرى دارند ، و بسيار مىشود كه خود را به لباس ديگران در مىآورند ، و حتى به هنگام دستگير
--> ( 1 ) تفسير فى ظلال جلد 5 صفحه 284 .