الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

414

الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي )

هنگامى كه خارج شد ، وسوسه‌هاى شيطانى براى عمل منافى عفت در دل او پيدا شد ، اما بلافاصله در اين فكر فرو رفت ، كه اگر فردا پيامبر ص از او در اين باره سؤال كند چه بگويد ، بگويد چنين عملى را مرتكب نشده است ، اينكه دروغ است و اگر راست بگويد حد بر او جارى مىشود ، و همين گونه در رابطه با ساير كارهاى خلاف اين طرز فكر و سپس خوددارى و اجتناب براى او پيدا شد و به اين ترتيب ترك دروغ سرچشمه ترك همه گناهان او گرديد . 3 - دروغ سرچشمه نفاق است - چرا كه راستگويى يعنى هماهنگى زبان و دل ، و بنا بر اين دروغ ناهماهنگى اين دو است ، و نفاق نيز چيزى جز تفاوت ظاهر و باطن نيست . در آيه 77 سوره توبه مىخوانيم : فَأَعْقَبَهُمْ نِفاقاً فِي قُلُوبِهِمْ إِلى يَوْمِ يَلْقَوْنَه بِما أَخْلَفُوا اللَّه ما وَعَدُوه وَبِما كانُوا يَكْذِبُونَ : « اعمال آنها نفاقى در دلهايشان تا روز قيامت ايجاد كرد ، به خاطر اينكه عهد خدا را شكستند و به خاطر اينكه دروغ مىگفتند » . 4 - دروغ با ايمان سازگار نيست - اين واقعيت نه تنها در آيه مورد بحث كه در احاديث اسلامى نيز منعكس است : در حديثى چنين مىخوانيم : سئل رسول اللَّه ( ص ) يكون المؤمن جبانا ؟ قال نعم ، قيل و يكون بخيلا ؟ قال نعم ، قيل يكون كذابا ؟ قال لا ! « از پيامبر پرسيدند آيا انسان با ايمان ممكن است ( گاهى ) ترسو باشد فرمود : آرى ، باز پرسيدند آيا ممكن است ( احيانا ) بخيل باشد فرمود : آرى ، پرسيدند آيا ممكن است كذاب و دروغگو باشد ؟ فرمود نه » ! ( 1 ) . چرا كه دروغ از نشانه‌هاى نفاق است و نفاق با ايمان سازگار نيست . و نيز به همين دليل اين سخن از امير مؤمنان ع نقل شده است : لا يجد العبد طعم الايمان حتى يترك الكذب هزله وجده : « انسان هيچگاه طعم

--> ( 1 ) جامع السعادات جلد 2 صفحه 322 .