الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
406
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي )
مىگويند به خدا دروغ مىبندى ! اما اكثر آنها حقيقت امر را نمىدانند « ( * ( وَإِذا بَدَّلْنا آيَةً مَكانَ آيَةٍ وَاللَّه أَعْلَمُ بِما يُنَزِّلُ قالُوا إِنَّما أَنْتَ مُفْتَرٍ بَلْ أَكْثَرُهُمْ لا يَعْلَمُونَ ) * ) . حقيقت اين است كه : مشركان درك نمىكنند كه وظيفه قرآن چيست ؟ و چه رسالتى بر عهده دارد ؟ آنها نمىدانند كه قرآن در پى ساختن يك جامعه انسانى است ، جامعه اى پيشرو ، آباد و آزاد ، با معنويت عالى ، آرى * ( أَكْثَرُهُمْ لا يَعْلَمُونَ ) * . با اين حال بديهى است كه اين نسخه الهى كه براى نجات جان اين بيماران نوشته شده است گاهى نياز به تبديل و تعويض دارد ، امروز بايد ، نسخه اى داده شود ، فردا بايد تكامل يابد ، و سرانجام نسخه نهايى صادر گردد . آرى آنها از اين حقايق بىخبرند و از شرائط نزول قرآن ، بىاطلاع ، و گرنه مىدانستند « نسخ » پاره اى از دستورات و آيات قرآن ، يك برنامه دقيق و حساب شده تربيتى است كه بدون آن ، هدف نهايى و نيل به تكامل تامين نمىشود ، به همين دليل آنها چنين مىپنداشتند كه اين امر ، دليل بر تناقض گويى پيامبر ص و يا افترا بستن به خدا است . در حالى كه مساله نسخ براى جامعه اى كه در حال انتقال از يك مرحله بسيار منحط ، به مراحل عالى است ، امرى است اجتناب ناپذير ، چه اينكه بسيار مىشود كه انتقال دفعى غير ممكن است ، و بايد مرحله به مرحله ، صورت گيرد . آيا يك بيمارى مزمن را مىتوان در يك روز معالجه كرد ؟ يا يك معتاد به مواد مخدر را كه سالها است به آن آلوده شده است در يك روز درمان نمود ؟ ، آيا جز اين است كه بايد در اين ميان ، مراحل انتقالى وجود داشته باشد ؟ و آيا نسخ چيزى جز برنامههاى موقت در دورانهاى انتقالى است ؟ ! ( در مورد نسخ در جلد اول ذيل آيه 36 سوره بقره بحث كردهايم ) .