الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
332
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي )
همانها كه تا ديروز آن چنان گرفتار جهل و تفرقه و انحطاط و بدبختى بودند ، كه غير از محيط محدود مملو از فقر و فساد خود را نمىشناختند ، پس از آنكه گام در وادى توحيد نهادند از چنان وحدت و آگاهى و قدرتى برخوردار شدند كه سراسر جهان متمدن آن روز را در زير بال و پر گرفتند . 2 - نقش « عدالت » و « راستى » در زندگى انسانها جالب اينكه در آيات فوق از ميان تمام برنامههاى موحدان انگشت روى دعوت به عدل و گام نهادن بر جاده مستقيم گذارده شده است ، و اين نشان مىدهد كه ريشه اصلى خوشبختى يك انسان يا يك جامعه انسانى در اين دو است : داشتن برنامه صحيحى كه نه شرقى باشد و نه غربى ، نه منحرف به چپ و نه به راست ، و سپس دعوت به اجراى اصول عدالت آن هم نه به صورت يك برنامه موقت بلكه همانگونه كه جمله يا مر بالعدل مىگويد ( با توجه به اينكه فعل مضارع معنى استمرار را مىرساند ) يك برنامه مستمر و هميشگى باشد . [ 3 - مراد از « الذى يا مر بالعدل » ائمه هستند ] 3 - در روايتى كه از طرق اهل بيت ع نقل شده در تفسير آيات فوق مىخوانيم الذى يا مر بالعدل امير المؤمنين و الأئمة ( صلوات اللَّه عليهم ) : « كسى كه دعوت به عدل مىكند ، امير مؤمنان و امامانند » ( 1 ) . بعضى از مفسران جمله « * ( مَنْ يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ ) * » را به « حمزه » و « عثمان بن مظعون » و يا « عمار » و « ابكم » را به « ابى بن خلف » و « ابو جهل » مانند آنها تفسير كردهاند . روشن است كه همه اينها از قبيل بيان مصداقهاى واضح و مهم مىباشد و هرگز دليل بر انحصار نيست ، اين تفسيرها ضمنا مشخص مىكند كه آيات فوق در صدد بيان تشبيهى براى مشركان و مؤمنان است نه بتها و خداوند .
--> ( 1 ) نور الثقلين ج 3 ص 70 .