الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
198
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي )
تفسير : آنها كه بار گناه ديگران را بر دوش مىكشند در آيات گذشته سخن از مستكبران بود كه هرگز در برابر حق تسليم نمىشدند ، بلكه كوشش داشتند به نحوى از زير بار آن شانه خالى كنند . و در اين آيات منطق هميشگى اين گروه بىايمان منعكس شده است ، مىگويد : « هنگامى كه به آنها گفته شود پروردگار شما چه چيز نازل كرده است ؟ در پاسخ مىگويند اينها وحى الهى نيست ، همان افسانههاى دروغين پيشينيان است » ( * ( وَإِذا قِيلَ لَهُمْ ما ذا أَنْزَلَ رَبُّكُمْ قالُوا أَساطِيرُ الأَوَّلِينَ ) * ) . و با اين تعبير موذيانه دو مطلب را بيان مىداشتند نخست اينكه سطح فكر ما از اين مسائل بسيار برتر است ، اينها افسانه اى بيش نيست كه بر سرگرمى عوام الناس ساخته شده ، و از اين گذشته تازگى ندارد زيرا اولين بار نيست كه انسانى چنين سخنانى را اظهار مىدارد ، حتى « محمد » از خود ابتكارى به خرج نداده همان اسطورههاى گذشتگان را تكرار مىكند . « اساطير » جمع « اسطوره » ( 1 ) به حكايات و داستانهاى خرافى و دروغين گفته مىشود ، و اين كلمه 9 بار در قرآن از زبان كفار بى ايمان در برابر انبياء نقل شده است كه غالبا براى توجيه مخالفت خود با دعوت رهبران الهى به اين بهانه متوسل مىشدند ، و عجب اينكه هميشه كلمه « اساطير » را با « اولين » توصيف مىكردند ، تا ثابت كنند اينها تازگى ندارد ، و حتى گاه مىگفتند « اينها مهم نيست ما هم اگر بخواهيم مىتوانيم مانند آن را بياوريم »
--> ( 1 ) بعضى آن را جمع جمع دانستهاند به اين ترتيب كه « اساطير » را جمع « اسطار » و « اسطار » را جمع « سطر » دانستهاند و بعضى معتقدند اساطير از جمعهايى است كه مفرد از جنس خود ندارد ولى مشهور همان است كه ما در متن تفسير آورديم .