الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
184
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي )
فراز و نشيبهاى قطعات مختلف زمين ، رنگ خاكها و كوهها ، و حتى چگونگى وزش بادها هر يك ، علامتى براى پيدا كردن راههاست . براى اينكه بدانيم وجود اين علامات تا چه حد به رهروان كمك مىكند و آنها را از دور گشتن و گم شدن رهايى مىبخشد ، كافى است وضع بعضى از بيابانهاى يك نواخت را كه در پاره اى از مناطق وجود دارد در نظر بگيريم كه عبور از آنها فوق العاده مشكل و خطرناك است ، و چه بسيار كسانى كه از آنها رفتند و هيچگاه باز نگشتند ، فكر كنيد اگر همه روى زمين اين چنين يك نواخت بود كوهها به يك اندازه ، دشتها يك رنگ ، درها شبيه هم ، آيا انسانها مىتوانستند به آسانى راه خود را پيدا كنند ؟ ! ولى از آنجا كه در پاره اى از اوقات در بيابانها ، در شبهاى تاريك ، يا هنگامى كه انسان شبانه در دل اقيانوسها سفر مىكند از اين علامات خبرى نيست ، خداوند علامات آسمانى را به كمك فرستاده تا اگر در زمين علامتى نيست ، از علامت آسمان استفاده كنند و گمراه نشوند ! لذا اضافه مىكند « و بوسيله ستارگان ، مردم هدايت مىشوند » ( * ( وَبِالنَّجْمِ هُمْ يَهْتَدُونَ ) * ) . البته اين يكى از فوائد ستارگان است ، آنها فوائد بسيارى دارند ولى اگر تنها همين فايده بود باز مهم بود ، مخصوصا پيش از آنكه قطبنما اختراع شود و كشتيها بتوانند بوسيله آن طبق نقشهها راه خود را به سوى مقصد باز يابند ، حركت در روى درياها بدون استفاده از ستارگان امكان پذير ، نبود ، و به همين جهت شبهايى كه ابر آسمان را مىپوشانيد كشتيها از حركت باز مىماندند ، و اگر به راه خود ادامه مىدادند خطر مرگ آنها را تهديد مىكرد . البته مىدانيم ستارگانى كه در نظر ما در آسمان جابجا مىشوند پنج ستاره بيشتر نيستند كه آنها را سيارات مىگويند ، ( البته سيارات بيش از اينند ، اما بقيه با چشم كمتر ديده مىشوند ) باقى ستارهها جاى نسبى خود را حفظ مىكنند ،