الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
137
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي )
به خدمت منافع خويش گيرند ، تنها آن قسمتى را مىپذيرند كه به سود آنهاست و بقيه را پشت سر مىافكنند ، آنها آيات قرآن و حتى گاهى يك آيه را تجزيه مىكنند ، بخشى را كه در مسير تمايل خود مىبينند قبول كرده ، و بخش ديگر را كنار مىگذارند . اين افتخار نيست كه همچون بعضى از اقوام گذشته نغمه « نُؤْمِنُ بِبَعْضٍ وَنَكْفُرُ بِبَعْضٍ » ساز كنيم چرا كه همه دنيا پرستان همين كار را مىكنند ، آنچه معيار شناخت پيروان حق از طرفداران باطل است ، همان تسليم در مقابل آن بخش از فرمانها است كه با تمايلات و هوسها و منافع ظاهرى ما هماهنگ نيست ، اينجاست كه سره از ناسره ، و مؤمن از منافق ، شناخته مىشوند . علاوه بر آنچه در بالا گفتيم تفسيرهاى ديگرى نيز براى « مقتسمين » ذكر كردهاند ، حتى قرطبى در تفسيرش هفت تفسير براى اين كلمه ذكر كرده كه بسيارى از آنها نامناسب به نظر مىرسد ولى بعضى را كه بىمناسبت نيست ذيلا مىآوريم . از جمله اينكه جمعى از سران مشركان در ايام حج بر سر جادهها و كوچههاى مكه مىايستادند و هر كدام از آنها به واردين سخنى درباره پيامبر و قرآن مىگفتند كه آنها را بد بين سازند ، بعضى مىگفتند او مجنون است و آنچه مىگويد ناموزون ، بعضى مىگفتند او ساحر است و قرآنش نيز بخشى از سحر او است ، بعضى او را شاعر مىخواندند و آهنگ روح بخش اين آيات آسمانى را به دروغ ، شعر مىشمردند ، بعضى پيامبر را كاهن معرفى مىكردند ، و اخبار غيبى قرآن را ، يك نوع كهانت ، و از اين رو آنها را « مقتسمين » ناميدند چرا كه جاده و گذرگاههاى مكه را ميان خود با برنامه حساب شده اى تقسيم كرده بودند . و مانعى ندارد كه هم اين تفسير و هم تفسيرى كه گفتيم هر دو ، در مفهوم آيه جمع باشد .