الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

27

الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي )

آن است كه ما مىگوئيم « ( * ( فَلَمَّا آتَوْه مَوْثِقَهُمْ قالَ اللَّه عَلى ما نَقُولُ وَكِيلٌ ) * ) . نكته‌ها : [ 1 - چگونه يعقوب حاضر شد بنيامين را به برادران بسپارد . ] نخستين سؤالى كه در زمينه آيات فوق به ذهن مىآيد ، اين است كه چگونه يعقوب حاضر شد بنيامين را به آنها بسپارد با اينكه برادران به حكم رفتارى كه با يوسف كرده بودند افراد بدسابقه اى محسوب مىشدند ، به علاوه مىدانيم آنها تنها كينه و حسد يوسف را به دل نداشتند بلكه همان احساسات را ، هر چند به صورت خفيفتر ، نسبت به بنيامين نيز داشتند ، چنان كه در آيات آغاز سوره خوانديم إِذْ قالُوا لَيُوسُفُ وَأَخُوه أَحَبُّ إِلى أَبِينا مِنَّا وَنَحْنُ عُصْبَةٌ : « گفتند : يوسف و برادرش نزد پدر از ما محبوبتر است ، در حالى كه ما نيرومندتريم » . ولى توجه به اين نكته پاسخ اين سؤال را روشن مىكند كه سى الى چهل سال ، از حادثه يوسف گذشته بود ، و برادران جوان يوسف به سن كهولت رسيده بودند ، و طبعا نسبت به سابق پخته تر شده بودند ، به علاوه عوارض نامطلوب سوء قصد نسبت به يوسف را در محيط خانواده و در درون و جدان ناآرام خود به خوبى احساس مىكردند ، و تجربه به آنها نشان داده بود كه فقدان يوسف نه تنها محبت پدر را متوجه آنها نساخته بلكه بىمهرى تازه اى آفريده است ! از همه اينها گذشته مساله يك مساله حياتى بود ، مساله تهيه آذوقه در قحط سالى براى يك خانواده بزرگ بود ، نه مانند گردش و تفريح كه براى يوسف پيشنهاد كردند ، مجموع اين جهات سبب شد كه يعقوب در برابر پيشنهاد فرزندان تسليم شود ، مشروط بر اينكه عهد و پيمان الهى با او ببندند كه برادرشان بنيامين را سالم نزد پدر آورند ، [ 2 - آيا تنها سوگند خوردن و عهد كردن كافى بود ؟ ] سؤال ديگرى كه در اينجا پيش مىآيد اين است كه آيا تنها سوگند