الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

12

الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي )

4 - مدح خويش يا معرفى خويشتن بدون شك تعريف خويش كردن كار ناپسندى است ، ولى با اين حال اين يك قانون كلى نيست ، گاهى شرائط ايجاب مىكند كه انسان خود را به جامعه معرفى كند تا مردم او را بشناسند و از سرمايه‌هاى وجودش استفاده كنند و به صورت يك گنج مخفى و متروك باقى نماند . در آيات فوق نيز خوانديم كه يوسف به هنگام پيشنهاد پست خزانه دارى مصر خود را با جمله « حفيظ عليم » ستود ، زيرا لازم بود سلطان مصر و مردم بدانند كه او واجد صفاتى است كه براى سرپرستى اين كار نهايت لزوم را دارد . لذا در تفسير عياشى از امام صادق ع مىخوانيم كه در پاسخ اين سؤال كه آيا جايز است انسان خودستايى كند و مدح خويش نمايد ؟ فرمود : نعم اذا اضطر اليه اما سمعت قول يوسف * ( اجْعَلْنِي عَلى خَزائِنِ الأَرْضِ إِنِّي حَفِيظٌ عَلِيمٌ ) * و قول العبد الصالح وَأَنَا لَكُمْ ناصِحٌ أَمِينٌ : « آرى هنگامى كه ناچار شود مانعى ندارد آيا نشنيده اى گفتار يوسف را كه فرمود : مرا بر خزائن زمين قرار ده كه من امين و آگاهم ، و همچنين گفتار بنده صالح خدا ( هود ) من براى شما خيرخواه و امينم » ( 1 ) ، و از اينجا روشن مىشود اينكه در خطبه « شقشقيه » و بعضى ديگر از خطبه‌هاى نهج البلاغه على ع به مدح خويشتن مىپردازد و خود را محور آسياى خلافت مىشمرد ، كه هماى بلند پرواز انديشه‌ها به اوج فكر و مقام او نمىرسد ، و سيل علوم و دانشها از كوهسار وجودش سرازير مىشود ، و امثال اين تعريفها همه براى اين است كه مردم ناآگاه و بى خبر به مقام او پىببرند و از گنجينه

--> ( 1 ) تفسير نور الثقلين جلد 2 صفحه 433 .