الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
402
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي )
( * ( فَذُوقُوا ما كُنْتُمْ تَكْنِزُونَ ) * ) . اين آيه بار ديگر اين حقيقت را تاكيد مىكند كه اعمال انسانها از بين نمىروند و هم چنان باقى مىمانند و همانها هستند كه در جهان ديگر برابر انسان مجسم مىشوند و مايه سرور و شادى و يا رنج و عذاب او مىگردند . در اينكه در آيه فوق چرا از ميان تمام اعضاء بدن تنها « پيشانى » و « پشت » و « پهلو » ذكر شده در ميان مفسران گفتگو است ، ولى از ابو ذر چنين نقل شده است كه : او مىگفت : اين به خاطر آن است كه حرارت سوزان در فضايى كه در پشت اين سه نقطه قرار دارد نفوذ مىكند و تمام وجود آنها را فرا مىگيرد ( حتى يتردد الحرفى اجوافهم ) ( 1 ) . و نيز گفته شده اين به خاطر آن است كه با اين سه عضو در مقابل محرومان عكس العمل نشان مىدادند : گاهى صورت را در هم مىكشيدند ، و زمانى به علامت بى اعتنايى از روبرو شدن با آنها خوددارى مىكردند و منحرف مىشدند و گاهى به آنان پشت مىنمودند لذا اين سه نقطه از بدن آنها را با اندوختههاى زر و سيمشان داغ مىكنند ! در پايان اين بحث مناسب است به يك نكته ادبى كه در آيه موجود است نيز اشاره كنيم و آن اينكه در آيه مىخوانيم : « * ( يَوْمَ يُحْمى عَلَيْها ) * » يعنى در آن روز آتش به روى سكهها ريخته مىشود تا داغ و سوزان گردند ، در حالى كه معمولا در اين گونه موارد كلمه « على » به كار برده نمىشود ، بلكه فى المثل گفته مىشود : « يحمى الحديد » آهن را داغ مىكنند . اين تغيير عبارت شايد به خاطر اين باشد كه اشاره به سوزندگى فوق العاده سكهها شود ، چون اگر سكه اى را در آتش بيفكنند آن قدر داغ و سوزان نمىشود كه اگر آن را به زير آتش كنند و آتش به روى آن بريزند ، قرآن نمىگويد
--> ( 1 ) نور الثقلين جلد 2 صفحه 214 .