الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
247
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي )
با فديه و طرفدار كشتن اسيران جنگى بود « عمر » يا سعد بن معاذ بود و پيامبر در باره او فرمود اگر عذابى از طرف خدا نازل مىشد هيچ كس از ما جز عمر و يا سعد بن معاذ نجات نمىيافت ! ! همه اين بحثها بى اساس و اين گونه روايات از تفسير آيه به كلى بيگانه است ، بخصوص اينكه نشانه جعل در اين احاديث كاملا ظاهر است ، زيرا مقام عمر يا سعد بن معاذ را حتى بالاتر از مقام پيامبر قرار داده است ! ! 2 - آيات فوق هيچگونه مخالفتى با گرفتن « فداء » و آزاد ساختن اسيران جنگى در صورتى كه مصلحت جامعه اسلامى ايجاب كند ، ندارد بلكه مىگويد نبايد مجاهدين به اين منظور دست به گرفتن اسير بزنند ، بنا بر اين با آيه 4 سوره محمد از هر نظر موافق است آنجا كه ميگويد : فَإِذا لَقِيتُمُ الَّذِينَ كَفَرُوا فَضَرْبَ الرِّقابِ حَتَّى إِذا أَثْخَنْتُمُوهُمْ فَشُدُّوا الْوَثاقَ فَإِمَّا مَنًّا بَعْدُ وَإِمَّا فِداءً : « هنگامى كه با كافران ( و دشمنانى كه حق حيات براى شما قائل نيستند ) در ميدان جنگ روبرو شديد ، ضربات خود را بر گردن آنان فرود آريد تا هنگامى كه بر آنها غلبه كنيد ، در اين هنگام ديگر آنها را نكشيد بلكه ببنديد و اسير سازيد ، سپس يا آنها را بدون گرفتن » فداء « و يا با گرفتن » فداء « آزاد كنيد » . ولى در اينجا به يك نكته بايد توجه داشت و آن اينكه هر گاه در ميان اسيران جنگى افراد خطرناكى وجود داشته باشند كه آزادى آنها ، موجب برافروخته شدن مجدد آتش جنگ و به خطر افتادن پيروزى گردد ، مسلمانان حق دارند اين گونه افراد خطرناك را نابود كنند ، دليل اين موضوع در خود آيه و در تعبير « يثخن » و « اثخنتموهم » نهفته شده است . به همين دليل در پاره اى از روايات وارد شده كه پيامبر دستور داد دو نفر از اسيران جنگ بدر را به نام « عقبة ابن ابى معيط » و « نضر بن حارث » را به قتل برسانند . و هيچ گونه فدايى از آنان نپذيرند . ( تفسير نور الثقلين جلد 2 صفحه 135 )