الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
156
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي )
« خدايا مرا ببخش » يا « اللهم اغفر لى » نيست ، بلكه روح استغفار يك حالت بازگشت به سوى حق و آمادگى براى جبران گذشته است . در آيه بعد مىگويد اينها استحقاق عذاب الهى را دارند : « چرا خداوند آنها را عذاب نكند و حال آنكه مانع از رفتن مؤمنان به مسجد الحرام مىشوند » ( * ( وَما لَهُمْ أَلَّا يُعَذِّبَهُمُ اللَّه وَهُمْ يَصُدُّونَ عَنِ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ ) * ) . و اين اشاره به زمانى است كه مسلمانان در مكه بودند و حق نداشتند آزادانه در كنار خانه خدا اقامه نماز جماعت كنند و با انواع مزاحمتها و شكنجهها روبرو مىشدند ، و يا اشاره به ممانعتهايى است كه بعدا از انجام مراسم حج و عمره نسبت به مؤمنان به عمل مىآوردند . عجيب اينكه اين مشركان آلوده خود را صاحب اختيار و سرپرست اين كانون بزرگ عبادت مىپنداشتند ولى قرآن اضافه مىكند « آنها هرگز سرپرستان اين مركز مقدس نبودند » ( * ( وَما كانُوا أَوْلِياءَه ) * ) . هر چند خود را متوليان و صاحبان اختيار خانه خدا مىپنداشتند ، « تنها كسانى حق اين سرپرستى را دارند كه موحد و پرهيز كار باشند » ( * ( إِنْ أَوْلِياؤُه إِلَّا الْمُتَّقُونَ ) * ) . « ولى غالب آنها از اين واقعيت بىخبرند » ( * ( وَلكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لا يَعْلَمُونَ ) * ) . گر چه اين حكم در باره مسجد الحرام گفته شده است ، ولى در واقع شامل همه كانونهاى دينى و مساجد و مراكز مذهبى مىشود « متوليان » و « متصديان » آنها بايد از پاكترين و پرهيزكارترين و فعالترين مردم باشند كه اين كانونها را پاك و زنده و مركز تعليم و تربيت و بيدارى و آگاهى قرار دهند ، نه مشتى افراد كثيف و وابسته و خود فروخته و آلوده كه اين مراكز را تبديل به « دكه تجارتى » و « مركز تخدير افكار » و « بيگانگى از حق » سازند ، و به عقيده ما اگر