الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

84

الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي )

[ 3 - اعتراف مجرمان به گناه هنگام كيفر ] 3 - اين موضوع نيز به خوبى از آيه استفاده مىشود كه عموم اقوام مجرم و گنهكار هنگامى كه گرفتار چنگال مجازات مىشدند و پرده‌هاى غفلت و غرور از مقابل چشمانشان كنار مىرفت ، همگى به گناه خود اعتراف مىكردند ، ولى اعترافى كه سودى به حال آنها نداشت ، زيرا يك نوع اعتراف « اجبارى و اضطرارى » بود كه حتى مغرورترين افراد خود را از آن ناگزير مىبينند ، و به تعبير ديگر اين بيدارى يك نوع بيدارى كاذب و زودگذر و بىاثر است كه كمترين نشانه اى از انقلاب روحى در آن نيست و به همين دليل هيچگونه نتيجه اى براى آنها نخواهد داشت ، البته اگر اين واقعيت را در حال اختيار اظهار مىداشتند دليل بر انقلاب روحى آنها و مايه نجاتشان بود . [ 4 - چرا ابتدا « اهلكناها » و بعدا « فجاءها باسنا » گفته ؟ ] 4 - از بحثهايى كه در ميان مفسران در آيه فوق ، مطرح شده ، اين است كه چرا قرآن نخست مىگويد * ( أَهْلَكْناها ) * ( ما آنها را هلاك كرديم ) بعد با كلمه « فاء تفريع » كه معمولا براى ترتيب زمانى است مىگويد : * ( فَجاءَها بَأْسُنا بَياتاً ) * ( بعد از آن مجازات ما شبهنگام به سراغ آنان آمد ) در حالى كه چنين كيفرى قبل از هلاكت بوده ، نه بعد از هلاكت . ولى بايد توجه داشت كه گاهى جمله بعد از « فاء » شرح و تفصيل جمله قبل است ، نه بيان حادثه ديگرى ، در اينجا نيز نخست موضوع هلاكت را بطور اجمال يادآور شده ، سپس به شرح آن مىپردازد و مىگويد : « به هنگام شب و يا در حال استراحت نيمروز مجازات ما دامن آنها را گرفت و هنگامى كه خود را در آستانه نابودى ديدند ، به ظلم و ستم خويش اعتراف كردند » نظير اين موضوع در ادبيات عرب كم نيست . 5 - اين گونه آيات نبايد به عنوان شرح ماجراى گذشتگان تلقى شود ، و تنها مربوط به زمان ماضى و اقوام پيشين فرض گردد ، اينها اخطارهاى كوبنده اى