الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
53
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي )
از آنها گرفته است . گناه شيعه اين است كه به پيروى از منطق و عقل ، و الهام از قرآن و سنت ، باب « اجتهاد » را مفتوح مىداند ، و به فقه اسلام تحرك مىبخشد و مىگويد : چه دليلى دارد كه فهم قرآن و سنت را منحصر به « چهار نفر » كنيم ، و همه مجبور باشند از آنها پيروى كنند ؟ ! مگر خطابات قرآن و سنت متوجه عموم افراد با ايمان در همه قرون و و اعصار نيست ؟ و مگر صحابه پيامبر ص در فهم قرآن و سنت ، از افراد معينى پيروى مىكردند ؟ پس چرا اسلام را در چهار ديوارى خشك و كهنه اى به نام « مذاهب چهارگانه حنفى و مالكى و حنبلى و شافعى » محصور سازيم ؟ ! گناه شيعه اين است كه مىگويد : ياران پيامبر اسلام ص مانند همه افراد ديگر بايد با مقياس ايمان و عملشان مورد بررسى قرار گيرند ، آنها كه عملشان مطابق كتاب و سنت است خوب ، و آنها كه در عصر پيامبر ص و يا بعد از او بر خلاف كتاب و سنت عمل كردند ، بايد طرد شوند ، و نام صحابه بودن نبايد سپرى براى جنايتكاران شود و افرادى مانند معاويه كه تمام ضوابط اسلامى را زير پا گذاشت و بر امام وقت ، كه همه امت اسلامى امامت او را ، حد اقل ، در آن زمان قبول دارند ، خروج كرد ، و آن همه خونهاى بىگناهان را ريخت ، نبايد تقديس شوند ، همچنين پاره اى از صحابه جيره خوار كه جزء دار و دسته او بودند . آرى شيعه چنين گناهانى را دارد و به آن معترف است ، ولى آيا هيچ جمعيتى را مظلومتر از شيعه سراغ داريد كه نقطههاى درخشان و افتخار زندگى و تاريخ او را نقطههاى ضعف نشان دهند ؟ و يك دنيا دروغ و تهمت به او ببندند و حتى اجازه ندهند عقائد صحيح خود را در ميان عموم مسلمانان پخش كند ، بلكه هميشه عقائد او را از دشمنان او بگيرند نه از خود او ؟ !