الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
439
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي )
پاسخ - شك نيست كه در آن حال يك نوع اضطرار بر آنها حكومت مىكرده ، ولى مسلما بعدا كه خطر بر طرف شد ادامه راه را با اختيار خود مىتوانستند انتخاب كنند . به علاوه اجبار و اكراه در عقيده معنى ندارد ، ولى در برنامههاى عملى كه ضامن خير و سعادت انسان است چه مانعى دارد كه با اجبار مردم را به آن وادار كنند ، آيا اگر كسى را به اجبار وادار به ترك اعتياد و يا رفتن از راه امن و امان و خوددارى از راه خطرناك كنند عيب دارد ؟ سؤال دوم - چگونه كوه بالاى سر آنها قرار گرفت ؟ پاسخ - بعضى از مفسران معتقدند كه به فرمان خدا كوه طور از جا كنده شد و همچون سايبانى بر سر آنها قرار گرفت . بعضى ديگر مىگويند بر اثر يك زلزله شديد چنان كوه تكان خورد كه افرادى كه پاى كوه بودند ، سايه قسمت بالاى آن را بر سر خود مشاهده كردند . اين احتمال نيز وجود دارد كه قطعه عظيمى از كوه كنده شد و در يك لحظه زودگذر بر فراز سر آنها قرار گرفت ، سپس از آنجا گذشت و به كنارى افتاد . و در هر حال شك نيست كه اين يك موضوع خارق العاده بوده است نه يك جريان طبيعى . موضوع ديگرى كه بايد در آيه مورد توجه قرار گيرد اين است كه نمىگويد كوه بر سر آنها سايبان شد ، بلكه مىگويد همانند سايبانى گرديد ( كانه ظلة ) . اين تعبير يا به خاطر آن است كه سايبان را معمولا براى اظهار محبت بالاى سر افراد قرار مىدهند ، در حالى كه در آيه مورد بحث اين كار به عنوان يك بلا و تهديد بود و يا به خاطر اين است كه سايبان امرى است پايدار در حالى كه قرار گرفتن كوه بالاى سر آنها جنبه موقتى و ناپايدار داشت .