الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

426

الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي )

يا خوك در انسانهاى سركش و طغيانگر پيدا شد ، رو آوردن به تقليد كوركورانه و توجه شديد به شكمپرستى و شهوترانى كه از صفات بارز اين دو حيوان بود در آنها آشكار گشت . اين احتمال از يكى از قدماى مفسرين به نام « مجاهد » نقل شده است . و اينكه بعضى ايراد كرده‌اند كه مسخ بر خلاف قانون تكامل و موجب بازگشت و عقبگرد در خلقت است ، درست نيست ، زيرا قانون تكامل مربوط به كسانى است كه در مسير تكاملند ، نه آنها كه از مسير انحراف يافته و از محيط شرائط اين قانون به كنار رفته‌اند ، فى المثل يك انسان سالم در سنين طفوليت مرتبا رشد و نمو مىكند اما اگر نقائصى در وجود او پيدا شود ، ممكن است نه تنها رشد و نموش متوقف گردد بلكه رو به عقب برگردد ، و نمو فكرى و جسمانى خود را تدريجا از دست بدهد . ولى در هر حال بايد توجه داشت كه مسخ و دگرگونى جسمانى متناسب با اعمالى است كه انجام داده‌اند ، يعنى چون عده اى از جمعيتهاى گنهكار بر اثر انگيزه هواپرستى و شهوترانى دست به طغيان و نافرمانى خدا مىزدند و جمعى با تقليد كوركورانه كردن از آنها ، آلوده به گناه شدند ، لذا به هنگام مسخ ، هر گروه به شكلى كه متناسب با كيفيت اعمال او بوده ظاهر مىشده است . البته در آيات مورد بحث تنها سخن از « قرده » ( ميمونها ) به ميان آمده است و از خنازير ( خوكها ) سخنى نيست ، ولى در آيه 60 سوره مائده گفتگو از جمعيتى به ميان آمده است كه به هنگام مسخ به هر دو صورت فوق ( بعضى قرده و بعضى خنازير ) تغيير چهره دادند ، كه به گفته بعضى از مفسران مانند ابن عباس ، آن آيه نيز در باره همين اصحاب سبت است كه پير مردان سرجنبانان شكمپرست و شهوتپرستشان به خوك و جوانان مقلد چشم و گوش بسته كه اكثريت را تشكيل مىدادند به ميمون تغيير چهره دادند .