الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

389

الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي )

آيا اين طرز سخن با فصاحت و بلاغتى كه در قرآن وجود دارد ، سازگار است ؟ ! . ولى با توجه به اينكه قرآن يك كتاب تاريخى نيست كه تسلسل حوادث را حفظ كند ، بلكه يك كتاب هدايت و انسانسازى و تربيت است و در چنين كتابى گاه اهميت موضوع ايجاب مىكند كه ادامه بحث يك حادثه را موقتا رها كند و به بحث لازم ديگرى بپردازد و باز به ذكر حادثه اول ادامه دهد . بنا بر اين هيچ لزومى ندارد كه ما آيه مورد بحث را اشاره به دنباله بحث گوساله پرستى بدانيم و بگوئيم موسى ع بار ديگر بنى اسرائيل را بعد از اين ماجرا براى عذرخواهى و توبه به كوه طور برد آن چنان كه بعضى از مفسران گفته‌اند ، زيرا اين احتمال گذشته از جهات ديگر از اين نظر كه به هلاكت اين گروه كه براى عذرخواهى رفته‌اند انجاميده ، بعيد به نظر مىرسد ، آيا ممكن است خداوند عده اى را كه بنمايندگى قوم خود براى عذرخواهى به پيشگاه او رفته‌اند در همانجا هلاك كند ؟ ! به هر حال در آيات فوق نخست مىگويد : « موسى ع هفتاد نفر از قوم خود را براى ميعاد ما انتخاب كرد » ( * ( وَاخْتارَ مُوسى قَوْمَه سَبْعِينَ رَجُلًا لِمِيقاتِنا ) * ) . ولى بنى اسرائيل چون كلام خدا را شنيدند ، از موسى ع تقاضا كردند از او بخواهد خود را نشان دهد « در اين هنگام زلزله عظيمى در گرفت ، و جمعيت هلاك شدند و موسى ع مدهوش بر زمين افتاد ، هنگامى كه به هوش آمد عرض كرد : پروردگارا ! اگر تو مىخواستى مىتوانستى آنها و مرا پيش از اين هلاك كنى » يعنى من چگونه پاسخ قوم را بگويم كه بر نمايندگان آنها چنين گذشته است ( * ( فَلَمَّا أَخَذَتْهُمُ الرَّجْفَةُ قالَ رَبِّ لَوْ شِئْتَ أَهْلَكْتَهُمْ مِنْ قَبْلُ وَإِيَّايَ ) * ) . سپس گفت : پروردگارا اين درخواست نابجا تنها كار جمعى از سفهاى ما بود