الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
36
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي )
جريان را طبق نقل بحار الانوار از على بن ابراهيم به طور خلاصه ذيلا مىآوريم : « اسعد بن زراره » و « ذكوان بن عبد قيس » كه از طايفه « خزرج » بودند ، به مكه آمدند در حالى كه ميان طايفه « اوس » و « خزرج » جنگ طولانى بود و مدتها شب و روز سلاح بر زمين نمىگذاشتند ، و آخرين جنگ آنها روز « بعاث » بود كه در آن جنگ طايفه اوس بر خزرج پيشى گرفت ، به همين جهت اسعد و ذكوان به مكه آمدند تا از مردم مكه پيمانى بر ضد طايفه اوس بگيرند ، هنگامى كه به خانه « عتبة بن ربيعه » وارد شدند و جريان را براى او گفتند در پاسخ گفت : شهر ما از شهر شما دور است ، مخصوصا گرفتارى تازه اى پيدا كردهايم كه ما را سخت به خود مشغول داشته ، « اسعد » پرسيد چه گرفتارى ؟ شما كه در حرم امن زندگى داريد . « عتبه » گفت : مردى در ميان ما ظهور كرده كه ميگويد : فرستاده خدا هستم ! عقل ما را ناچيز مىشمرد و به خدايان ما بد مىگويد ، جوانان ما را فاسد و اجتماع ما را پراكنده نموده است ! « اسعد » پرسيد اين مرد چه نسبتى به شما دارد ؟ گفت : فرزند عبد اللَّه بن عبد المطلب و اتفاقا از خانوادههاى شريف ما است . « اسعد » و « ذكوان » در فكر فرو رفتند و به خاطرشان آمد كه از يهود مدينه مىشنيدند به همين زودى پيامبرى در مكه ظهور خواهد كرد ، و به مدينه هجرت خواهد نمود . « اسعد » پيش خود گفت : نكند اين همان كسى باشد كه يهود از او خبر مىدادند . سپس پرسيد او كجاست ؟ « عتبه » گفت : در حجر اسماعيل كنار خانه خدا هم اكنون نشسته است