الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
241
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي )
در آخرين آيه مورد بحث مىگويد : « بعد از اين جريان صالح از آنها روى برتافت و به آنها گفت : من حق رسالت پروردگارم را ادا كردم و آنچه گفتنى بود به شما گفتم و از نصيحت و خيرخواهى كوتاهى نكردم ، لكن شما نصيحت كنندگان را دوست نداريد » ( * ( فَتَوَلَّى عَنْهُمْ وَقالَ يا قَوْمِ لَقَدْ أَبْلَغْتُكُمْ رِسالَةَ رَبِّي وَنَصَحْتُ لَكُمْ وَلكِنْ لا تُحِبُّونَ النَّاصِحِينَ ) * ) . در اينجا سؤال ديگرى پيش مىآيد و آن اينكه آيا اين گفتگوى صالح بعد از نابودى آن جمعيت صورت گرفته است ، و يا اينكه اين گفتگوى نهايى صالح با آنها قبل از مرگشان به عنوان اتمام حجت بوده ، ولى در عبارت قرآن بعد از جريان مرگ آنها ذكر شده است ؟ البته احتمال دوم با ظاهر خطاب سازگارتر است ، زيرا گفتگو با آنها نشان مىدهد كه آنها زنده بودهاند ولى احتمال نخست نيز چندان بعيد نيست ، زيرا بسيار مىشود كه براى عبرت گرفتن افراد بازمانده چنين گفتگوهايى را با گذشتگان و ارواح آنها انجام مىدهند ، چنان كه در تاريخ زندگانى على ع مىخوانيم پس از جنگ جمل در كنار جسد طلحه ايستاد و گفت : « اى طلحه ! تو در اسلام خدمات قابل ملاحظه اى داشتى ، حيف كه آنها را براى خود حفظ نكردى » ، و نيز در اواخر نهج البلاغه مىخوانيم كه على ع به هنگامى كه از جنگ صفين باز مىگشت در پشت دروازه كوفه رو به قبرستان كرده « نخست به ارواح گذشتگان سلام كرد و بعد به آنها گفت : شما پيشرو اين قافله بوديد و ما هم به دنبال شما خواهيم بود » !