الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
23
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي )
نمىشود از عكس العمل صرف نظر كند . ( دقت كنيد ) البته اين احتمال در معنى آيه نيز هست كه آنها مدعى بودهاند سكوت خدا در برابر بتپرستى و تحريم پاره اى از حيوانات ، دليل بر رضايت او است زيرا اگر راضى نبود مىبايست به نوعى ما را از اين كار باز دارد . و با ذكر جمله و لا آباؤنا مىخواستهاند به عقايد پوچ خود رنگ قدمت و دوام بدهند و بگويند اين چيز تازه اى نيست كه ما مىگوئيم ، همواره چنين بوده است . اما قرآن در پاسخ آنها به طرز قاطعى بحث كرده ، نخست مىگويد : تنها اينها نيستند كه چنين دروغهايى را بر خدا مىبندند « بلكه جمعى از اقوام گذشته نيز همين دروغها را مىگفتند ولى سرانجام گرفتار عواقب سوء اعمالشان شدند و طعم مجازات ما را چشيدند » ( * ( كَذلِكَ كَذَّبَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ حَتَّى ذاقُوا بَأْسَنا ) * ) . ( 1 ) آنها در حقيقت با اين گفتههاى خود ، هم دروغ مىگفتند و هم انبياء را تكذيب مىكردند زيرا پيامبران الهى با صراحت ، بشر را از بتپرستى و شرك و تحريم حلال خداوند باز داشتند ، نه نياكانشان گوش دادند و نه اينها ، با اين حال چگونه ممكن است خدا را راضى به اين اعمال دانست ، اگر او به اين اعمال راضى بود چگونه پيامبران خود را براى دعوت به توحيد مىفرستاد ، اصولا دعوت انبياء خود مهمترين دليل براى آزادى اراده و اختيار انسان است . سپس مىگويد : « به آنها بگو آيا راستى دليل قطعى و مسلمى بر اين ادعا داريد اگر داريد چرا نشان نمىدهيد » ( * ( قُلْ هَلْ عِنْدَكُمْ مِنْ عِلْمٍ فَتُخْرِجُوه لَنا ) * ) و سرانجام اضافه مىكند كه « شما به طور قطع هيچ دليلى بر اين ادعاها
--> ( 1 ) « كذب » در لغت عرب هم به معنى « تكذيب كردن ديگرى » و هم به معنى « دروغ گفتن » آمده است .