الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

112

الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي )

پاسخ سؤال دوم از آنچه در جواب سؤال اول گفتيم نيز روشن مىشود ، زيرا ادامه حيات او به عنوان وجود يك نقطه منفى براى تقويت نقاط مثبت نه تنها ضرر نداشت ، بلكه مؤثر نيز بود ، حتى قطع نظر از وجود شيطان در درون خود ما ، غرائز مختلفى وجود دارد ، كه چون در برابر نيروهاى عقلانى و روحانى قرار گيرند ، يك ميدان تضاد را تشكيل مىدهند كه در اين ميدان پيشرفت و تكامل و پرورش وجود انسان صورت مىگيرد ، ادامه حيات شيطان نيز تقويت مبانى اين تضاد است ، به تعبير ديگر هميشه وجود يك راه راست با توجه به خطوط انحرافى پيرامون آن مشخص مىشود و تا چنين مقايسه اى در ميان نباشد ، راه راست بازشناخته نخواهد شد . از اين گذشته همانطور كه در بعضى از احاديث مىخوانيم ، شيطان بعد از انجام آن گناه ، سعادت و نجات خود را در جهان ديگر به كلى به خطر انداخت ، و لذا در برابر عباداتى كه كرده بود ، تقاضاى عمر طولانى در اين دنيا كرد كه طبق قانون عدالت پروردگار ، اين تقاضا پذيرفته شد . اين « نكته » مهم را نيز بايد توجه داشت كه خداوند اگر چه شيطان را در انجام وسوسه هايش آزاد گذاشته ولى انسان را در برابر او بىدفاع قرار نداده است ، زيرا « اولا » نيروى عقل و خرد به او بخشيده كه مىتواند سد نيرومندى در مقابل وسوسه‌هاى شيطان به وجود آورد ( مخصوصا اگر پرورش يابد و تربيت شود ) « و ثانيا » فطرت پاك و عشق به تكامل را در درون وجود انسان به عنوان يك عامل سعادت قرار داده و « ثالثا » فرشتگانى كه الهام بخش نيكيها هستند ، به كمك انسانهايى كه مىخواهند از وسوسه‌هاى شيطان بر كنار بمانند مىفرستد ، آن چنان كه قرآن مىگويد : إِنَّ الَّذِينَ قالُوا رَبُّنَا اللَّه ثُمَّ اسْتَقامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَيْهِمُ الْمَلائِكَةُ ( 1 ) : « آنها كه مىگويند پروردگار ما خداوند يكتا است و سپس استقامت به خرج

--> ( 1 ) سوره فصلت آيه 30 .