الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
104
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي )
آن را با موضوع ديگر قياس كرده و حلال بشمرد ! تنها موضوعى كه مىتوان به عنوان استثناء در اينجا روى آن تكيه كرد ، اين است كه خود قانونگذار يا مثلا خود طبيب ، دليل و فلسفه حكم خود را بيان كند كه در اين صورت مىتوان هر كجا كه آن دليل و فلسفه موجود است ، حكم را جارى ساخت ، و اصطلاحا آن را « قياس منصوص العلة » مىگويند ، مثلا اگر طبيب به بيمار بگويد بايد از فلان ميوه پرهيز كنى ، زيرا ترش است ، بيمار مىفهمد كه ترشى براى او ضرر دارد و بايد از آن پرهيز كند هر چند در غير آن ميوه باشد ، همچنين اگر در قرآن يا سنت ، تصريح شود كه از شراب بپرهيزيد زيرا مسكر است ، از آن مىفهميم كه هر مايع مسكرى ( اگر چه شراب نباشد ) حرام است ، اين گونه قياس ممنوع نيست چون دليل آن ذكر شده و قطعى است ، تنها در موردى ممنوع است كه ما فلسفه و دليل حكم را به طور قطع از تمام جهات ندانيم . البته بحث قياس ، بحثى است بسيار پردامنه ، كه آنچه در بالا گفته شد ، تنها فشرده اى از آن بود ، براى توضيح بيشتر به كتب اصول فقه و كتب اخبار ، باب قياس مراجعه فرمائيد ، و ما اين بحث را در اينجا با ذكر حديث زير به پايان مىرسانيم : در كتاب « علل الشرائع » چنين نقل شده كه « ابو حنيفه وارد بر امام صادق ع شد امام به او فرمود به من خبر دادهاند كه تو در احكام خدا قياس مىكنى ، ابو حنيفه گفت : آرى چنين است من قياس مىكنم ، امام ع گفت : اين كار را ديگر تكرار نكن ، زيرا نخستين كسى كه قياس كرد ابليس بود ، آنجا كه گفت : * ( خَلَقْتَنِي مِنْ نارٍ وَخَلَقْتَه مِنْ طِينٍ ) * ، او آتش و گل را با هم