الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

30

الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي )

مىفرمايد : « با اين حال آنها گمان مىكردند كه بلا و مجازاتى دامانشان را نخواهد گرفت » و همانطور كه در آيات ديگر تصريح شده ، خود را يك نژاد برتر مىپنداشتند و به عنوان فرزندان خدا از خود ياد مىكردند ! ( * ( وَحَسِبُوا أَلَّا تَكُونَ فِتْنَةٌ ) * ) . سرانجام اين غرور خطرناك و خود برتربينى همانند پرده اى بر چشم و گوش آنها افتاد و به خاطر آن « از ديدن آيات خدا نابينا و از شنيدن كلمات حق ، كر شدند » ! ( * ( فَعَمُوا وَصَمُّوا ) * ) اما به هنگامى كه نمونه هايى از مجازاتهاى الهى و سرانجام شوم اعمال خود را مشاهده كردند ، پشيمان گشتند و توبه كردند و متوجه شدند كه تهديدهاى الهى جدى است و آنها هرگز يك نژاد برتر نيستند ، خداوند نيز توبه آنها را پذيرفت ( * ( ثُمَّ تابَ اللَّه عَلَيْهِمْ ) * ) . ولى اين بيدارى و ندامت و پشيمانى ديرى نپائيد باز طغيان و سركشى و پشت پا زدن به حق و عدالت شروع شد ، و ديگر با پرده‌هاى غفلت كه از آثار فرو رفتن در گناه است بر چشم و گوش آنها افكنده شد « و باز از ديدن آيات حق نابينا و از شنيدن سخنان حق كر شدند » و اين حالت ، بسيارى از آنها را فرا گرفت ( * ( ثُمَّ عَمُوا وَصَمُّوا كَثِيرٌ مِنْهُمْ ) * ) . شايد مقدم داشتن جمله « عموا » ( نابينا شدند ) بر « صموا » ( كر شدند ) اشاره به اين باشد كه نخستين بار بايد آيات خدا و معجزات پيامبر ص را ببينند و سپس به دستورات او گوش فرا دهند . ذكر كثير منهم ( بسيارى از آنها ) بعد از تكرار جمله « * ( عَمُوا وَصَمُّوا ) * » در حقيقت بمنزله توضيحى است براى هر دو جمله ، يعنى حالت غفلت و بىخبرى و كرى و كورى در برابر حقايق ، جنبه عمومى نداشت بلكه همواره اقليت صالحى در ميان آنها وجود داشت ، و اين دليل روشنى است كه جملات قرآن به يهود به