الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
19
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي )
« بگو مرگى كه از آن فرار مىكنيد بالآخره به شما مىرسد » . آيا با توجه به اين واقعيت عاقلانه است كه انسان خود را از صحنه جهاد و نيل به افتخار شهادت كنار بكشد و در خانه در ميان بستر بميرد ؟ به فرض كه با عدم شركت در جهاد چند روز بيشترى عمر كند و مكررات را تكرار نمايد و از پاداشهاى مجاهدان راه خدا بىبهره شود ، به عقل و منطق نزديك است ؟ ! اصولا مرگ يك واقعيت بزرگ است و بايد براى استقبال از مرگ توام با افتخار آماده شد . نكته ديگرى كه بايد به آن توجه داشت اين است كه آيه فوق مىگويد : « هيچ چيز حتى برجهاى محكم ( * ( بُرُوجٍ مُشَيَّدَةٍ ) * ) ( 1 ) نمىتواند جلو مرگ را بگيرد ، سر آن نيز روشن است ، زيرا مرگ بر خلاف آنچه تصور مىكنند از بيرون وجود انسان نفوذ نمىكند بلكه معمولا از درون انسان سرچشمه مىگيرد ، چون استعدادهاى دستگاههاى مختلف بدن خواه و ناخواه محدود است ، و روزى به پايان مىرسد ، البته مرگهاى غير طبيعى از بيرون به سراغ انسان مىآيند ، ولى مرگ طبيعى از درون ، و لذا برجهاى محكم و قلعههاى استوار نيز نمىتواند اثرى روى آن داشته باشد . درست است كه قلعههاى محكم گاهى جلو مرگهاى غير طبيعى را مىگيرند ولى بالآخره چه سود ؟ مرگ را به طور كلى نمىتوانند از بين ببرند ، چند روز ديگر مرگ طبيعى به سراغ آدمى خواهد آمد .
--> ( 1 ) « مشيدة » در اصل از ماده « شيد » ( بر وزن شير ) به معنى گچ و مواد محكم ديگرى است كه براى استحكام بنا در آن به كار مىبرند ، و از آنجا كه در آن عصر و زمان معمولا محكمترين ماده براى استحكام بنا گچ بوده بيشتر به اين ماده اطلاق مىشده است ، بنا بر اين « بروج مشيدة » به معنى قلعههاى محكم است و اگر مىبينيم مشيدة به معنى مرتفع و طولانى آمده آن هم نيز به خاطر اين است كه بدون استفاده كردن از گچ و مانند آن هيچگاه نمىتوانستند بناهاى مرتفع و طولانى بسازند .