الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

5

الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي )

اموال مردم به ناحق ) گذاشته كه بعضى از مردم ، آن را حق خود مىشمرند به گمان اينكه به حكم قاضى ، آن را به چنگ آورده‌اند ، مىفرمايد : « براى خوردن قسمتى از اموال مردم به گناه ، بخشى از آن را به قضات ندهيد در حالى كه مىدانيد » ( * ( وَتُدْلُوا بِها إِلَى الْحُكَّامِ لِتَأْكُلُوا فَرِيقاً مِنْ أَمْوالِ النَّاسِ بِالإِثْمِ وَأَنْتُمْ تَعْلَمُونَ ) * ) ( 1 ) . « تدلوا » از ماده « ادلاء » ، در اصل به معنى فرستادن دلو در چاه براى بيرون آوردن آب است و اين تعبير زيبايى است كه در مواقعى كه انسان تسبيب اسبابى مىكند كه به منظور خاصى نايل گردد به كار مىرود . در تفسير اين جمله دو احتمال وجود دارد : نخست اينكه : منظور آن است كه بخشى از مال را به صورت هديه يا رشوه ( و هر دو در اينجا يكى است ) به قضات دهند كه بقيه را تملك كنند ، قرآن مىگويد : گر چه ظاهرا در اينجا به حكم قاضى مال را به چنگ آورده‌ايد ، ولى اين اكل مال به باطل است و گناه . دوم اينكه : منظور آن است كه مسائل مالى را براى سوء استفاده به نزد حكام نبريد ، مثل اينكه امانتى ، يا اموال يتيم بدون شاهد نزد انسان باشد و هنگامى كه طرف مطالبه مىكند ، او را به نزد قاضى ببرند ، و چون دليل و شاهدى ندارد ، اموالش را به حكم قاضى تملك كند ، اين كار نيز گناه است و اكل مال به باطل . مانعى ندارد كه آيه مفهوم گسترده اى داشته باشد كه هر دو در جمله لا تدلوا جمع باشد ، هر چند هر يك از مفسران در اينجا احتمالى را پذيرفته‌اند . جالب اينكه در حديثى از پيامبر اكرم ص مىخوانيم كه فرمود : انما انا بشر و انما ياتينى الخصم فلعل بعضكم ان يكون الحن بحجته من بعض فاقضى له فمن قضيت له به حق مسلم ، فانما هى قطعة من نار فليحملها او ليذرها . « من بشرى مثل شما هستم ( و مامورم طبق ظاهر ميان شما داورى كنم ) گاه

--> ( 1 ) جمله « تدلوا » عطف بر « تاكلوا » است ، بنا بر اين مفهوم آن ، لا تدلوا مىشود .