الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

20

الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي )

دوران حكومتش در نماز جماعت * ( بِسْمِ اللَّه ) * را نگفت ، بعد از نماز جمعى از مهاجران و انصار فرياد زدند أ سرقت ام نسيت ؟ : « آيا * ( بِسْمِ اللَّه ) * را دزديدى يا فراموش كردى » ؟ ( 1 ) . 2 - اللَّه جامعترين نام خداوند . در جمله * ( « بِسْمِ اللَّه » ) * نخست با كلمه « اسم » روبرو مىشويم كه به گفته علماى ادبيات عرب اصل آن از « سمو » ( بر وزن غلو ) گرفته شده كه به معنى بلندى و ارتفاع است ، و اينكه به هر نامى « اسم » گفته مىشود به خاطر آنست كه مفهوم آن بعد از نامگذارى از مرحله خفا و پنهانى به مرحله بروز و ظهور و ارتفاع مىرسد ، و يا به خاطر آنست كه لفظ با نامگذارى ، معنى پيدا مىكند و از مهمل و بى معنى بودن در مىآيد و علو و ارتفاع مىيابد ( 2 ) . به هر حال بعد از كلمه « اسم » ، به كلمه « اللَّه » برخورد مىكنيم كه جامعترين نامهاى خدا است ، زيرا بررسى نامهاى خدا كه در قرآن مجيد و يا ساير منابع اسلامى آمده نشان مىدهد كه هر كدام از آن يك بخش خاص از صفات خدا را منعكس مىسازد ، تنها نامى كه اشاره به تمام صفات و كمالات الهى ، يا به تعبير ديگر جامع صفات جلال و جمال است همان « اللَّه » مىباشد .

--> ( 1 ) بيهقى جزء دوم صفحه 49 - حاكم نيز در مستدرك جزء اول صفحه 233 اين حديث را آورده و آن را حديث صحيح شمرده . ( 2 ) بعضى « اسم » را از « سمه » ( بر وزن هبه ) از ماده « وسم » كه به معنى علامتگذارى است گرفته‌اند ، زيرا اسم در حقيقت علامت معنى است ، ولى محققان اين نظر را مردود دانسته‌اند ، زيرا مىدانيم به هنگام جمع بستن و تصغير ريشه اصلى لغت ظاهر مىشود ، و در مورد اسم ، جمعش اسماء و تصغيرش « سمى » و « سميه » است ، از اينجا روشن مىشود كه اسم در واقع از قبيل ناقص واوى است نه مثال واوى ( دقت كنيد ) .